كـوخـرد زيبـا

كـوخـرد زيبـا

كـوخـرد زيبـا
 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
«با تاریخ دیار کوخرد و منطقهٔ باستانی بخش کوخرد بیشتر آشنا شوید» 
  
SHERENO.35.jpgMohMad.1.jpgBeyad.2.jpgSHERENO.37.jpg Ketab kukherd sarzamin shaeran1.jpg  

Ketab kukherd sarzamin shaeran.jpgKetab parandegan kukherd.jpgR.ARU.15.jpgKetab sarzamin shaeran.jpg 

 

زُزُه  «جُوجَه‌تیغی»

« زُزُه »

«جُوجَه‌تیغی»

  • جُوجَه‌تیغی (علمی: از خانوادهٔ Erinaceidae)، « (زُزُه) به گُویش کوخردی» جانور کوچکی از دسته پستانداران است. جوجه تیغی را نباید با خارپُشت (تشی) که از خانوادهٔ دیگری است اشتباه گرفت.

     
    گونه‌ای از جوجه‌تیغی (به لهحهٔ محلی زُزُه در اطراف لمبیر ملکی.
     
    «جوجه‌تیغی» (زُزُه ) کوچکتر و همه چیز خوار و از راسته حشره خوارها است (نام انگلیسی:hedgehog) و خارپُشت از لحاظ جثه بزرگتر بوده وجونده (نام انگلیسی:porcupine)(خارپشت کوهی -تشی) می‌باشد. این دو جانور جزء یک خانواده نبوده و کاملا با هم متفاوتند اما در فارسی عامیانه هر دو به یک نام خوانده می‌شوند. اولی در آمریکا واسترالیا به صورت بومی وجود ندارد و دومی در سراسر دنیا پراکنده است.
     
     
    جُوجَه‌تیغی (زُزُه)
     
     
  • «جوجه‌تیغی» (زُزُه ) تقریباً در تمام مناطق دنیا موجود است، همچنین در ایران و به‌ویژه در مناطق گرمسیر به ویژه استان هرمزگان زیاد است وبه گویش محلی هرمزگانی به آن زُزُه می‌گویند، این جانور به‌وسیلهٔ خارهای که برپشتش قرار دارد از خود دفاع می‌کند. البته نوع دیگر نیز تقریباً شبیه به جوجه‌تیغی در منطقهٔ جنوب ایران وجود دارد أما از جوجه‌تیغی بزرگ‌تر است همچنین از ناحیه شکل نیز با جوجه‌تیغی اختلاف واضحی دارد، و خار پشتش از خار پشت جوجه‌تیغی بلندتر است، در مناطق هرمزگان به این جانور شُوگـَرد (شَب گَرد) می‌گویند که همان (تشی) أست. به طور کلی هنگام احساس خطرحیواناتی که جثه کوچک دارند فرار می‌کنند. بیشتر آنها خود را به صورت گلوله در می‌آورند بعضی با پرتاب کردن خارهایی از پشتشان به سوی مهاجم از خود دفاع و حمایت می‌کنند. بر خلاف باور عمومی تیغ این جانور سمی نیست.
     

     
    جوجه‌تیغی (و بچه‌هایش)
     

    مشخصات جوجه‌تیغی

    • «جوجه‌تیغی» در انگلیسی به hedgehog خوانده می‌شود که از دو کلمه hedge و hog تشکیل شده است. اولی به معنای خار و دومی به معنای خوک است. دلیل استفاده از نام خوک در اسم جوجه تیغی، تشابه شکل جمجمه جوجه تیغی با جمجمه خوک است.

     
     جوجه‌تیغی در اطراف لمبیر ملکی کوخرد
     

    تغذیه

    • «جوجه‌تیغی‌ها» در طول روز می‌خوابند، عصرها در جستجوی غذا به بیرون می‌روند، حتی گاهی تا نیم فرسنگ از پی غذا راه طی می‌کنند. آنها از حشرات، حلزون‌ها، لیسه، لارو حشرات و به ندرت قورباغه و مارمولک، «تخم پرندگان»، «میوه جات»، «مار»، «کرم‌ها»، موش، صمغ درختان و سبزیجات صحرایی، تغذیه می‌کنند. جوجه‌تیغی‌ها غذای خود را عمدتاً به کمک حس بویایی می‌یابند. جوجه‌تیغی‌ها در مقایسه با اندازه جثه شان زیاد غذا می‌خورند. در سرمای زمستان هنگامی که غذای دیگر به وفور در دسترس نیست زمستان‌خوابی می‌کنند و از ذخیره چربی که در فصل فراوانی غذا ذخیره کرده‌اند استفاده می‌کنند. یکی از دشمنان جوجه تیغی روباه است که به گونه بسیار متفکرانه‌ای جوجه تیغی را شکار می‌کند به این صورت که حیوان را که به صورت گرد در امده به سمت اب هل می‌دهد و می‌برد. جوجه تیغی به محض تماس با اب برای جلوگیری از غرق شدن خود را از حالت گلوله‌ای خارج می‌کند در همین لحظه روباه با دندان یا پنجه شکم حیوان را پاره می‌کند.

    File:Erinaceus europaeus001.jpg

     
    جوجه‌تیغی (زُزُه)
     
     

    زیستگاه

    • زیستگاه و قلمرو و محیط بیابان‌های شنی، دره‌های کوهستانی، دشتها، پشتخه‌های سنگلاخی، مناطق خاکی ونرم که دارای درختچه باشد. این جانور لانه‌أش در زیر زمین می‌سازد.
    • جوجه‌تیغی عاشق آب وهوای لطیف و آزاد است، بنابراین هنگام ساختن لانه زیر زمین دو درب به آن می‌سازد، یکی رو به سمت شمال و دیگری رو به سمت جنوب، بطوریکه هروقت باد از سوی شمال باشد به درون لانه وارد شود و از درب جنوبی خارج شود، همچنین اگر هوای جنوبی باشد از سمت شمال خارج گردد، به این صورت لانه‌أش همیشه خنک نگه می‌دارد. بیشتر در شبهای مهتابی و زیر نور ماه به دنبال غذا می‌رود.
     
     
    جوجه‌تیغی (زُزُه)
     

    زاد و ولد

    • جوجه‌تیغی معمولاً از آغاز ماه ژوئیه تا اواخر ماه سپتامبر زاد و ولد می‌کنند. ماده از ۳ تا ۶ بچه می‌گذارد بعد از مدت بارداری (حَمل) که در حدود ۴۰ روز می‌باشد. ماده سالی یک بار می‌زاید. بچه‌ها بعد از ولادت خار به پشت ندارند و لخت و کور هستند، بعد ۷ روز چشم باز می‌کنند، و بعد ۲۱ روز می‌توانند غذا بخورند. خار پشتش در برابر حیوانات دیگر مانند روباه، سگ و شغال از آن حمایت می‌کند. جوجه‌تیغی حیوانی لیلی است، در روزها می‌خوابد، و فقط در شب از لانه خارج می‌شود.
     
    چه‌های جوجه‌تیغی
     
     

    کاربرد

    • از جوجه تیغی هم به عنوان حیوان خانگی هم در بعضی فرهنگها به عنوان غذا استفاده می‌شود.(به عنوان مثال در مصر به عنوان غذا به مصرف میرسیده است) اما مهمترین استفاده‌ای که می‌توان از جوجه تیغی کرد در کنترل آفات درکشاورزی است به طوریکه هر عدد جوجه تیغی قادر است ۲۰۰ گرم حشره را در هر شب خورده و بدین طریق به کنترل آفات و حشرات در کشاورزی کمک کند.

    منابع

    • الجاحظ، أبی عثمان عَّمر، بن بحر، (کتاب الحیوان) ، جلد سوم، دار احیاء التراث العربی، چاپ بیست وششم، بیروت، لبنان، انتشار سال ۱۹۵۰ میلادی (عرب).
    • القزوینی، زکریا، محمد،. (عجائب المخلوقات وغرائب الموجودات) منشورات دار آفاق الجدیدة: بیرت، لبنان، چاب ششم، انتشار سال ۱۹۸۱ میلادی. به (عرب).
      *ترجمه: محمدمحمديان كوخردى

 

*پژوهش و تحقيق استاد:محمدمحمدیان کوخردی 

«با تاریخ دیار کوخرد و منطقهٔ باستانی بخش کوخرد  بیشتر آشنا شوید»   
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 
SHERENO.35.jpgMohMad.1.jpgBeyad.2.jpgSHERENO.37.jpg Ketab kukherd sarzamin shaeran1.jpg  

Ketab kukherd sarzamin shaeran.jpgKetab parandegan kukherd.jpgR.ARU.15.jpgKetab sarzamin shaeran.jpg 

 

درود به ریش‌سفیدان  وبرزگان كوخرد

درود به ریش‌سفیدان وبرزگان كوخرد 

 

محمد رفیع روزه‌دار

محمد رفیع روزه‌دار

«شاعری خوش آوازه از ديار سرزمین شاعران کُوخِرد »(8)

مَـنَم کُوخِردى و مَنزل نَدارَمْ   بَراى شِعر خُود، هَم دِل نَدارَمْ
پُر اَز بَرگ دِرَختان كُنارَمْ   گُل اَفشانَم وَلى حاصِل نَدارَمْ

 

  • محمد رفیع روزه دار فرزند احمد (۱۳۱۴-۱۳۸۲) یکی از شاعران بخش کوخرد شهرستان بستک در غرب استان هرمزگان در جنوب ایران بود. نام کامل وی: ( محمد رفیع بن احمد بن عبدالرحمن أیوب روزه دار ). وی در اشعارش معروف  تخلص می‌کرد.

صورة معبرة عن معروف (شاعر)

 
شاعر محمد رفیع روزه‌دار
 
زندگی
  • « شاعر معروف » مشهور به «معروف کوخردی» به سال ۱۳۱۴ خورشیدی در روستای کوخرد ( مركز بخش كوخرد ) زاده شد، وی از جمله شاعران محلی شهرستان بستک محسوب می‌شود که شعرها و دوبیتی‌هایش را به زبان فارسی و گویش بستکی و بویژه کوخردی سروده‌است، و از آغاز جوانی علاقه خاصی به شعر و شاعری داشت.در سنین جوانی عازم بحرین شدد و اولین قصیده‌اش را در بحرین سرود.


بدرود زندگی

  • شاعر معروف در روز هیجدهم خردادماه ۱۳۸۲ خورشیدی، در ۶۸ سالگی در کوخرد دار فانی را وداع گفت وبه جوار رحمت حق پیوست وباحزن واندوه وتشییع دوست داران وهم شهریانش در زادگاهش در جوار دُوگُنبَدان کوخرد به خاک سپرده شد.


دیوان اشعار معروف کوخردی

دیوان اشعار معروف کوخردی در سال ۱۳۸۵ خورشیدی توسط موسسهٔ «همسایه» به چاپ رسید. چاپ این دیوان باهمت والای جوانان کوخردی آقایان: «محمد حسنی» و «حسام حبیبی» و با کوشش استاد: احمد حبیبی فرماندار پیشین شهرستان بستک انجام گرفت.

 
دیوان اشعاعر معروف کوخردی

 

  
دیوان اشعاعر معروف کوخردی

نمونهٔ اشعار

دوبیتی

گـل از گـلـزار، لــؤلــؤ هــم ز دریـا   محبت از سمـرقند و بخـارا
وصیت می‌کند «معروف» به دلدار   غم دنیا مخور، زنهار، زنهار
فلک بربار من بار جفا کرد   دوچشمانم پر ازآب سیاه کرد
زتقدیر ازل معروف پریشان   که دندان سیاهان را طلا کرد

عزم صحرا

صحـراء سوزن روز بـهار   چندی خشن گشت وگذار
زمـیـن پـر از خیر و اَکال   دلـبــر مــوگــه مـیـاد اتـات
ای دل دگه دعـوا مکو   بـی ول عـزم صـحـرا مـکو
خـوبـی بکـو، جفا مکو   معـروف مـوگـه شـیاد اتات

عاشقان

به نام عاشقان دفتر گشایم   به فرق عاشقان عنبر فشانم
دل بی غم در این دنیا نباشد   سر بی عشق هم پیدا نباشد
دل حالا مبتلای عشق جانان   برفتم بمبئی ومدراس وسیلان
بگشتم هند وچین وحیدرآباد   که فیل از هند دایم می‌کند یاد
سر پر عشق مانند تنور است   پری رویان هندی مثل حور است
قضا روزی بُدم در حیدرآباد   چو بلبل دید گُل، آمد به فریاد
میان مهوشان دیدم نگاری   پری پیکر چه گویم گُل عذاری
قدَش چون سرو چشمانش چو آهو   دلم گشت مبتلای آن پری رو
دل از عشقش به جوش آمد به یک بار   برفتم من سراغ آن ده و چار
بپرسیدم من از نام ونشانش   دگر از نام باب مهربانش
بگفتا هست بابم فرد درویش   گهی در مسجد وگه خانه خویش
چوشد وقت نماز وذکر وطاعت   نماز کردم من آن جا باجماعت
بدیدم شخص نورانی وخوشخو   سلام کردم نشستم در بر أو
بگفتم بنده از ملک خلیجم   به أمید خدا، بخت ونصیبم
گهی در مکه وگه در مدینه   گهی در شهر هند نزد طبیبم
جواهر وطلا و پول بسیار   بکن ای شیخ به فرزندی قبولم
خدا را شکر که شیخ هم گشت راضی   همان شب هم بیاوردند قاضی
که بعد از عقد هم خوش نوازی   دلم از وصل جانان گشت راضی
تو هم « معروف» بکن شکر خداوند   که داری یار، ز یاران بی نیازی

جستارهای وابسته

منابع

  • دیوان: (اشعار معروف کوخردی) ناشر: همسایه . ، ایران: چاپ اول، انتشار سال ۱۳۸۵ خورشیدی.
  • محمدیان، کوخردی، محمد، (شهرستان بستک و بخش کوخرد) ، ج۱. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۵ میلادی.
  • محمدیان، کوخردی، محمد (کوخرد سرزمین شاعران ) ۱. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۵ میلادی.۵ میلادی.
  • الکوخردی، محمد، بن یوسف، (کُوخِرد حَاضِرَة اِسلامِیةَ عَلی ضِفافِ نَهر مِهران Kookherd, an Islamic District on the bank of Mehran River) الطبعة الثالثة، دبی: سنة ۱۹۹۷ للمیلاد.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
«با تاریخ دیار کوخرد و منطقهٔ باستانی بخش کوخرد بیشتر آشنا شوید» 
  
SHERENO.35.jpgMohMad.1.jpgBeyad.2.jpgSHERENO.37.jpg Ketab kukherd sarzamin shaeran1.jpg  

Ketab kukherd sarzamin shaeran.jpgKetab parandegan kukherd.jpgR.ARU.15.jpgKetab sarzamin shaeran.jpg 

 

قلعهِٔ آماج كوخرد به بزبان انگليسى ترجمه شد  

قلعهِٔ آماج كوخرد به بزبان انگليسى ترجمه شد 

«Kukherd city »

صورة معبرة عن قلعة آماج

قلعهِٔ آماج كوخرد
 

Castle of Aamaj

The Castle of Aamaj

(from Arabic: قلعة آماج‎, (Persian: قلعه آماج‎) , Aamaj castle is one of the most remarkable examples for fortified structures surrounded by trench inKukherd District, Hormozgan Province in south Iran.

, Aamaj castle is one of the most remarkable examples for fortified structures surrounded by trench in Kukherd District, Hormozgan Province in south Iran.

Location

Aamaj castle was a squared fortified structure situated 1000 away from Kukherd city and located on an average hill above the palm oasis at southern west of Kukherd city , which added remarkably to its altitude and height. The total length of its interface from the south is about 111 metres, while its southern interface extends over 98.5 metres. The structure was also near to the monuments of ancient bath of Siba

History

The history of Aamaj castle goes back to the Sassanid era (226–651 BC). It was the center of government of that area as well as it acted as fortified military base for some time and was surrounded by a huge trench for protection. A trench was an ancient defensive strategic feature utilized to defend the cities, castles and the forts in Persia before Islamic era

The Castle of Aamaj was maintained until 1163-1192. But unfortunately was destroyed by an Earthquake in Kukherd city and then by the flood in 1367 which destroyed the rest of the castle remainings

References

 
  • 2. الكوخردى ، محمد ، بن يوسف، (كُوخِرد حَاضِرَة اِسلامِيةَ عَلي ضِفافِ نَهر مِهران) الطبعة الثالثة ،دبى: سنة 199۷ للميلاد **Mohammed Kookherdi (1997) Kookherd, an Islamic civil at Mehran river, third edition: Dubai
  • 3. محمدیان، کوخری، محمد ، “ (به یاد کوخرد) “، ج1. ج2. چاپ اول، دبی: سال انتشار 2003 میلادی Mohammed Kookherdi Mohammadyan (2003), Beyade Kookherd, third edition : Dubai.
  • 4.محمدیان، کوخردی ، محمد ، «شهرستان بستک و بخش کوخرد» ، ج۱. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۵ میلادی Mohammed Kookherdi Mohammadyan (2005), Shahrestan Bastak & Bakhshe Kookherd, First edition : Dubai.
  • 5. Peter Jackson and Lawrence Lockhart (Ed) (1986), Vol. 6th, The Cambridge History of Iran: Cambridge University Press
  • 5.Human Anthropology in Persia
  • 6.محمدیان، کوخری، محمد. (وصف کوخرد) ج1. چاپ دوم، دبی: سال انتشار 1998 میلادی Mohammed Kookherdi Mohammadyan (1998), Wasf Kookherd, second edition : Dubai
  • 7.محمدیان ، کوخردی، محمد ، « مشایخ مدنی » ، چاپ دوم، دبی: سال انتشار ۲۰۰۲ میلادی Mohammed Kookherdi Mohammadyan (2002), Mashaykh Madani, second edition : Dubai
  • 8. اطلس گیتاشناسی استان‌های ایران [Atlas Gitashenasi Ostanhai Iran] (Gitashenasi Province Atlas of Iran)
  • 9. درگاه فهرست آثار ملی ایران
  • 10.« Huwala Arab History » Engineer: Mohammed gharhb Hatem , third edition : Egypt (Cairo),1997 & 2013
  • 11. «  Kookherd, an Islamic District on the bank of Mehran River» Mohammadian , Kukherdi,Mohammad (2000) , third edition:Dubai U.A.E

 

تبریک به عید سعید فطر

تبریک به عید سعید فطر

شب عید

 

مَاه مَن چهرهِٔ بَر اَفرُوز کِه آمَد «شَب عید»   عید بَر چهرَه چُون ماه تُو میبایَد دید
اَسْعَدَاللهُ لَکَ اَلعَیدْ بشکُرانه بیا   کِه مَرا دِیدن رُخسار تُو عیدیست سَعیدْ
مَن بَجُز عِشق و اُمیدَت چه سَعادَت طَلَبَم   کِه سَعادت بجهان نیست بَجُز عِشق واُمیدْ
سال تَجدید شُد ای مَاه کِه ما نیز کُنیمْ   باتُو آن عَهد مودت کِه کُهَن شُد تَجدیدْ
نُوبَت سال کُهَن باغَم دیرینه گُذَشتْ   سال نُو باطرب وغُلغُلَهِٔ شوق رَسید
وَقت آنست کِه باهَم رَهِ صَحرا گیریم  

کَز دَم باد سَحَر بُوی بَهار آمَد و عید

Kookherd.a. 89 كوخرد.jpgKookherd.a. 88 كوخرد.jpgKookherd.a. 87 كوخرد.jpgBerkah.14.Kookherd كوخرد.jpg

سلام، بـه مناسبت فــرا رسیدن عـیـد سعید فطر، صمیما نـه بـه شما دوستان فرهیخته أم و خانوادهٔ‌های محترمتان تبریک عـر ض می‌کنم، و امید وارم که سالها با مزید سعادت بملاقات این قبیل اعیاد با شادی موفقیت حاصل فرمائید أیام إقبال مستدام.

B.k.Kookherd. 16 كوخرد.jpgGUL.3.jpgFlower In Bust Gez Plain Kukherd.1.jpg

العید فی العام یوم عُمر عَودَتُهُ   وأنت عید مدی الأیامُ لَم تَزِلُ
فلتهن غُرَتُهُ من بشر و جهک   فی هلال تَم بنور الفـضل مُکتَمِلُ

وَکُل عَام وَانَتُم بخَیر

بهكام، پاینده وسرفراز باشید، دوستار.. .-- محمديان ‏‏ ۷ اوت ۲۰۱۳، ساعت ۰۲:۳۶ (UTC)

 

عکس‌های قدیمی از بعضی روستاهای بخش کوخرد (۱)

عکس‌های قدیمی از بعضی روستاهای بخش کوخرد (۱)

عکس‌های قدیمی (۱)

 

مسجد قديمى روستاى آسو بخش كوخرد
 
 
روستاى بار (بارو) بخش كوخرد
 
 
روستاى بربار بخش كوخرد

 

 

 
مسجد قديمى روستاى تخت گرو (تَخ گُرُو) بخش كوخرد

 

 
مسجد قديمى روستاى چاله كوخرد ـ در بخش كوخرد

 

 
روستاى لاور شيخ بخش كوخرد

بیانیه ی شماره یک مردم کوخرد

بیانیه ی شماره یک مردم کوخرد

بیانیه ی شماره یک مردم کوخرد

لطفا اطلاع رسانی کنید

از انجایی که مشاهده شده مردم هرنگ از این طرف و ان طرف پیام هایی مبنی بر اعلام دوستی و مودت برای مردم منطقه و کوخردیها میفرستن ما مردم شریف کوخرد بر خود لازم دانستیم تا موضع خود را در قبال اینگونه افراد روشنتر بیان کنیم.اهای مردمی که دم از دوستی میزنید دوستی بین مردم کوخرد با شما نیست

دوستی ان زمان از میان رفت که شما حق و حقوق ما را به تباهی کشیدید

دوستی ان زمان کشته شد که شما جلو زنان بی دفاع ما رو گرفتین

اتحاد سالهاست از میان ما رخت بر بسته.با کلمات بازی نکنید.زندگی و اموال مردم کوخرد رو به اتش کشیدید و ما را برای دفاع از حقمان مقابل گارد ویژه قرار دادید.راه بیست دقیقه بستک کوخرد رو بر روی ما بستید تا ما مجبور باشیم در ماه مبارک رمضان با دهن روز و با زن و بچه های کوچک پنج ساعت در راه باشیم تا به کوخرد عزیزمان برسیم.حالا دم از وحدت میزنید؟حالا که بصورت مسخره انهم به خیال واهی خود و بدون کوچکترین مشروعیتی به هدف خود رسیدید.

برای ما پیام میفرستید که برای وحدت دعا کنیم؟

انگاه که در روز گرم تابستان برق را بروی ما با دهن روزه قطع کردید کلمه وحدت در ذهنتان جایی داشت؟

انگاه که شهر ما رو اتش زدید و امام جمعه تان گفت کار خود کوخردیهاست کلمه دوستی چقدر برایتان اشنا بود؟

در پوستین زیبای کلمات وحدت و دوستی خود را جا نزنید که دیگر بین مردم کوخرد با شما ناجوانمردان عالم دوستی برای همیشه کشته شد.

ما مردم کوخرد اعلام میکنیم که با شما مردمی که اموال ما را بسوزانند و متعلقات ما رو غارت کنند و به زنان و مردان ما فحاشی و بی حرمتی کنن و از همه مهمتر حق و حقوق ایرانی بودنمان را ازبین ببرند، هیچگونه دوستی نداریم.و تا همیشه با شما مردم هرنگ دشمن هستیم.

منبع: وبلاگ بيا توكوخرد

دست دوستي با پوششي نرم و فريبکارانه

دست دوستي با پوششي نرم و فريبکارانه

غيور مردان و شير زنان کوخردي، جوانان و نوجوانان کوخردي

ديديم و باورمان به يقين تبديل شد که اين دست دوستي که با پوششي نرم و فريبکارانه به سوي ما دراز شده بود نيرنگي بيش نبود. به همگان ثابت شد آنان که بر طبل وحدت و يکپارچگي مي کوبيدند اينچنين حاضر شدند براي رسيدن به مقاصد شوم و پليد خود هيچ ابايي از راهزني و آتش سوزي و به غارت بردن اموال مردم نداشته باشند و اينچنين حق و حقوق مردم کوخرد و بسياري از اهالي منطقه را پايمال کنند.
بزرگان و ريش سفيدان قومشان نيز مهر تأييد بر کار آنان زدند تا جايي که امام جمعه شان نيز در چنين ماه مبارکي بي شرمانه، به آتش کشيدن اموال و دارايي و درختان سبز را به گردن خودمان انداخت.
خداوند اينگونه خواست تا آنان را بشناسيم و از اين به بعد آنان را به چشم دوست و همسايه نشناسيم. اينچنين افرادي همانند لاشخوري هستند که لحظه لحظه انتظار مرگ طعمه ي خويش را مي کشند تا از آن به جسم و جان ناپاکشان نيرويي دوباره بدمند و در عالم تکبر و خودخواهي خويش اوج بگيرند.
هر ذره دوستي و سود رساندن به اين مردم، همانند سمي است که بر جان و روان خود تزريق مي کنيم. هر ريال که به آنان سود برسانيم در راه مرگ و نابودي ما به کار گرفته خواهد شد. اين مزدوران که حاضر شدند برادران و خواهران ديني و ايماني خود را که طالب حق هستند و از ظلم و بي عدالتي بيزارند، با گارد تا دندان مسلح و آماده ي سرکوب در اين روزهاي رمضان مواجه کنند و با پاچه خواري و رشوه، فرماندار و استاندار و نماينده ي مجلس را مزدور خود سازند مطمئن باشيد حاضرند دست به هر کاري بزنند و از هيچ اقدامي در مقابل ما فروگزار نخواهند کرد.
پس وظيفه ي ماست که بيش از اين فريب آنان را نخوريم و با معامله و خريد و فروش با اين دشمنان قسم خورده، نان در سفره ي آنان نيندازيم. ناني که باعث مي شود سگي هار همانند يکي از اين گله سگ هايي که براي سرکوب ما در اين ماه مبارک استخدام کرده بودند را به جان ما بيندازد و باعث نابودي ما شوند.
 
باتشکر از وبلاگ : دفاع از آزادی بیان و قلم

بيقرار كوخردي

بيقرار كوخردي

«شاعری خوش آوازه از ديار سرزمین شاعران کُوخِرد » (7)

  • عبدالخالق فرخزاد فرزند عثمان (1354 ـ ....) ، یکی از شاعران شیرین طبع شهر «كُوخِرد» در بخش کوخرد شهرستان بستک در غرب استان هرمزگان در جنوب ایران است. نام کامل وی: ( عبدالخالق بن عثمان حاج احمد بن عثمان بن محمد حيدر بن محمد خواجه احمد ) ، وی در اشعارش بيقرار تخلص می‌كند.
    تو اي شهر عزيز سيبه باستان   تمام خاك تو سرمه ي چشمان
    اگه قصد تو بكنن دشمنانُت  

    اَبِم تيرخلاص در قلب آنان

    صورة معبرة عن عبد الخالق فرخزاد (شاعر)

  • عبدالخالق فرخزاد (بيقرار)

 

  • زندگی
    • شاعر عبدالخالق فرخزاد مشهور به « بيقَرار کُوخِردی» به سال 1354 خورشیدی در روستای کوخرد ( مركز بخش كوخرد) زاده شد، دوره ابتدايي را از سال 1360 تا 1365 در دبستان جامي كوخرد گذرانده است. بيقَرار در نوروز 1386 ازدواج كرد كه حاصل آن دو دختر به نام هاي « فروغ » و « غزل » مي باشد. وى الان در دبستان جامي كوخرد مشغول انجام وظيفه مي باشد. ايشان وبلاگي به اسم تِّرنُه (www.terenoh.blogfa.com) دارند.
    • در دوره راهنمايي مجله ي نهال انقلاب در تهران اشتراك بود و براي مجله نقاشي مي فرستاد و چاپ مي شد. در سال 1370 در دانشسراي مقدماتي استاد مطهري بندرلنگه قبول شد و تا سال 1374 در دانشسرا تحصيل كرد .

    شاعر عبدالخالق فرخزاد
     
    • همچنين ايشان تمام كتاب و داستان ها وبيشتر مجله هايي كه از دوره ابتدايي تا كنون خريده است،در كتاب خانه اش نگه داري مي كند.به موسيقي نيز زياد علاقه دارد و به جرات مي توان گفت كه آرشيو موسيقي اش بزرگ ترين آرشيو موسيقي شهرستان بستك مي باشد. بهترين آموزگار خود را آقاي محمد مقيمي مي داند و به ايشان عشق مي ورزد به طوري كه يكي از شعرهايش را تقديم ايشان كرده است.
    • « بيقَرار » كلاس چهارم دبستان بود كه يكي از آموزگاران مدرسه به اسم آقاي سليمان پيروزي هفته نامه ي «كيهان بچه ها» را با تعداد كمي در دبستان مي فروخت و ايشان يكي از خريداران هميشگي كيهان بچه ها بود.پول تو جيبي اش را براي خريد كيهان بچه ها نگه مي داشت.اون موقع قيمت كيهان بچه ها پنج تومان بود. خواندن كيهان بچه ها پاي او را به دنياي كتاب باز كرد.در آن زمان كتاب فروشي در كوخرد نبود و اگر كسي كتابي لازم داشت،نزديك ترين جايي كه كتاب فروشي وجود داشت، بستك بود كه آنجا هم تعداد كمي كتاب داشت.خوشبختانه معروف كوخردي كه همسايه ي ايشان بود،هر مرتبه كه به شيراز مراجعه مي كرد تعداد زيادي داستان مي خريد و چند تايي نيزبه ايشان مي داد و او كه عاشق كتاب و كتاب خواندن بود آن ها را با شوق و ذوق مي خواند و براي خودش نگه مي داشت.با ورود به مدرسه ي راهنماي استاد مطهري كوخرد با داستان هاي معروف و ماندگار دنيا آشنا شد.آن ها را به هر قيمتي كه بود براي خودش تهيه مي كرد و مي خواند.به خاطر علاقه ي شديدي به كتاب خواندن داشت،خواندن يك كتاب را در كمتر از دو روز به پايان مي برد.
    • بيشتر آثار ژول ورن از قبيل جزيره اسرار آميز،بيست هزار فرسنگ زير دريا،هشتاد روز دور دنيا... و همچنين كتاب هاي رابينسون كروزوئه،رابين هود،سه تفنگدار،بينوايان و ... را در دوران راهنمايي خوانده بود.بهترين هديه اي كه در آن دوران به او دادند هشت جلد كتاب «داستان هاي خوب براي بچه هاي خوب» مرحوم مهدي آذر يزدي بود كه پسر خاله اش عبدالغفار عليرضايي به او تقديم كرد كه هنوز آن را حفظ كرده است .همان طور كه قبلا اشاره شد در آن زمان بخاطر اينكه كتاب فروشي اي وجود نداشت تا مردم كتاب مورد نظر خود را تهيه كنند،ناچارا او با عده ي كمي از هم سن و سالانش مجبور بودند كتاب هاي مور نظر خودرا از طريق پست از بعضي انتشارات مثل اعلمي و توسن تهران و شفق قم و ... سفارش دهند.هنوز هم كتاب هاي م سپيد دندان ، سفرهاي گاليور،قهرمان شجاع و ... كه در آن سال ها سفارش داده بود در گوشه ي كتاب خانه اش خودنمايي مي كند.او همچنين در آن زمان به جمع آوري تمبر روي آورد كه تعداد زيادي از تمبرها را ازطريق سفارش موسسه ي تمبر باقري تهران تهيه كرده است كه هنوز تمام تمبرهايش را حفظ كرده است.
    • به جرات مي توان گفت كه مرحوم شاعر معروف كوخردي و برادرش ابوبكر بيداد،غير مستقيم مشوقش در سرودن شعر بودند.در آن زمان معروف كوخردي هر شعري را كه مي سرود به تعداد زيادي در بستك كپي مي گرفت و بين مردم كوخرد ومنطقه پخش مي كرد.

    آغاز شاعرى

    • « بيقَرار کُوخِردی» اولين شعرش را در آن زمان سرود.آن موقع معمولا هميشه بين كساني كه طرفدار پيروزي و طرفدار استقلال بودند دعوا و مشاجره بود و هر كس به تيم رقيبش توهين مي كرد و او اينچنين سرود:
    نه مرگ بر استقلال،نه بر پيروزي   آن ها هستند در تيم ملي
    بازي مي كنند دوان دوان   تا زنند گلي به نفع ايران

    مراحلى در مسير آموزگاري بيقرار كوخردى

     

    • « بيقَرار » از سال تحصيلي 75 – 1374 به شغل آموزگاري در روستاي پركان گيشو كه در بخش روئيدر بندرخمير قرار دارد پرداخت. در آن سال بود كه با آقاي علاءالدين فرهاد داد كه روئيدري بود و در پركان گيشو بهورز بود آشنا شد.ايشان نيز شاعر بودند و شعر مي سرودند و اين استارت وشانس بزرگي براي بيقرار كوخردي بود كه به شعر و شاعري علاقه داشت. در پركان گيشو آن روستاي دور افتاده و بدون آب و برق،دفتر و قلم مونسش شدند و شعرهايي كه از مدت ها پيش در درونش نهفته بود شروع به تراوش كردند.
    • « بيقَرار » به مدت يك سال در پركان گيشو آموزگار بود و بعد از آن نيز به مدت چهار سال در روستاي آرابي بندرخمير به آموزگاري پرداخت كه بدترين خاطره ي خود را از آرابي،غرق شدن دانش آموزش به نام مهرداد ملايي در رودخانه مي داند كه هيچ وقت فراموش نخواهد كرد.
    ز دست روزگار صد داد و بيداد   گرفته كودكي با نام «مهرداد»
    خزان عمر او سيزده نبود بيش   كه رفت سوي پدر و مادر خويش

     

    • « بيقَرار » در سال 1379 كه به منطقه ي بستك انتقال يافت در روستاي خلوص به مدت يك سال آموزگار بود. بعد از آن به صورت ضمن خدمت در تربيت معلم شهيد بهشتي و شهيد باهنر بندعباس به ادامه تحصيل ادامه داد.

     

    • نمونهٔ اشعار

    معلم

    معلم اي تو شمع محفل تار   معلم اي تو گل هاي چمنزار
    معلم اي تو نور و روشنايي   شود روشن ز تو عرش الهي
    معلم مظهر عشق و صداقت   معلم مظهر مهر و محبت
    معلم پادشاه شهر خوبان   معلم مجري احكام قرآن
    معلم شغل پاكت مي ستايم   كه با تو غصه از دل مي زدايم
    معلم جاودان باشي هميشه   بگيرم حرفه ات آخر به پيشه

    تا به كي؟

    اين همه دور از كنارت تا به كي؟   من بمانم در فراقت تا به كي؟
    از من مهجور نمي گيري خبر   ناله ي من از برايت تا به كي؟
    بي تو انگاري كه من گمگشته ام   حسرت لب بر لبانت تا به كي؟
    رحم در قلب تو هم انگار نيست   يار من دور از نگاهت تا به كي؟

    دانش آموز

    توهش روشنگر جاده ي ظلمت   توهش نام آشناي شهر الفت
    توهش همراه و هم دوش معلم   توهش كه در ستيزش با جهالت
    تو در سنگر علم پيكار اكردش   تو ناداني و جهل ناكار اكردش
    صلاحت قلمن،كتاب و دفتر   تو دشمن هم ز خود بيزار اكرداش
    تو با كوشش معلم شاد بگردنگ   تو با سعيت موجا آباد بگردنگ
    تو درست خوب اخون اي دانش آموز   دلت از غصه هم آزاد بگردنگ
    تو پندي از مو بشنو اي محصل   هميشه عشق به تحصيل ات بيت در دل
    موگه در فكر درس و مشق خوت بوش   مبوش يك لحظه ي از الله تو غافل
    اراز رازه توهن اي دانش آموز   موي كه موگه بش تو شاد و پيروز
    صراط المستقيم در پيش بگير تو   تو علم و معرفت با هم بياموز

    جستارهای وابسته

    منابع

    • محمدیان، کوخردی، محمد، (شهرستان بستک و بخش کوخرد) ، ج۱. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۵ میلادی.
    • محمدیان، کوخردی، محمد ( کوخرد سرزمین شاعران ) ۱. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۵ میلادی.۵ میلادی.
    • الکوخردی، محمد، بن یوسف، (کُوخِرد حَاضِرَة اِسلامِیةَ عَلی ضِفافِ نَهر مِهران Kookherd, an Islamic District on the bank of Mehran River) الطبعة الثالثة، دبی: سنة ۱۹۹۷ للمیلاد.

شهروند کوخردی به سوالات وبلاگ هرنگ پاسخ مى دهد

شهروند کوخردی به سوالات وبلاگ هرنگ پاسخ مى دهد

وبلاگ هرنگ اینچنین می پرسد:

چند سوال از مردم کوخرد؟

هرنگ :س ۱

- ملاک تقسیمات کشوری در بخش شدن چیست؟

کوخرد من: ج۱

ملاک تقسیمات کشوری سه چیز می باشد.

جمعیت، توابع و موقعیت جغرافیایی

در مورد جمعیت یک نکته مهم وجود دارد. پر جمعیت ترین روستای منطقه روستای هنگویه ست.که حدود ۴۷۰۰ نفر جمعیت دارد. تا یک سال پیش کوخرد ۴۰۰۰ نفر و هرنگ ۴۲۰۰ تا ۴۳۰۰ نفر جمعیت داشت.می شود بگویید چه بر سر آمار رسمی کشوری آمده که جمعیت شما به یک باره هزار نفر بیشتر از هنگویه شده است؟

می شود نحوه زاد و ولد ۱۰۰۰ نفر در یک سال یک روستای ۴۰۰۰ نفری را به هم بیاموزید؟

در مورد سه ملاک تقسیمات کشوری شما تنها در مقوله جمعیت آن هم در حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر از ما بیشترید. و در مورد توابع و موقعیت جغرافیایی کوخرد بر شما ارجحیت دارد چون ۱۷ روستای تابعه دارد و به تمامی توابع نزدیک تر می باشد.

و یادتان نرود که حق ۱۷ روستا بیشتر از حق ۲۰۰ نفر است.

پس نتیجه اینکه در مورد ملاک تقسیمات کشوری حق با کوخرد می باشد.

هرنگ :س ۲

کوخرد قبل از سال 83 در تقسیمات کشوری چه بوده؟سلسله مراتب تقسیمات درسال های قبل از 83 کوخرد چه بوده؟

کوخرد من:ج۲

چرا فقط به سال ۸۳ به بعد نگاه می کنید؟ یه کم سرتونو بربگردونین و به ۳۰ سال قبل بربگردین.

کی باید دهستان می شد؟هرنگ؟

هرنگی که حتی یک مسجد جامع نداشت و مردمش برای نماز به کوخرد می آمدند؟ حرف از ۹ سال پیش می زنید؟ حرف از آن روزی بزنید که با حیله و نیرنگ دهستان بودن کوخرد را از آن خود کردید.اون موقعی که کوخرد مهد فرهنگ اسلامی و تدین منطقه بود شما که هیچ نبودید شدید دهستان .

دهستان را به ناحق از ما گرفتید، هیچ نگفتیم. بخش را هرگز نخواهیم گذاشت از ما بگیرید.

هرنگ :س ۳

هرنگ در مراتب تقسیمات قبل از 83 چه بود؟

کوخرد من:  ج۳

قبل از سال ۸۳ هرنگ با بیست سال دهستان بودنش چیزی فراتر از روستا بودن کوخرد نداشت.

هرنگ دهستانی بود که تمامی امکانات مورد نیاز کوخرد را از مردم به واسطه خودخواهی اش گرفت و مردم کوخرد خود برای پیشرفت خود سعی و تلاش کردند و خودخواهی هرنگ را به خدا واگذار نمودند.

 هرنگ :س 4

حق شما در مورد تقسیمات کشوری چیست؟

کوخرد من:  ج۴

حق ما همان حقی ست که ۴۰ سال پیش داشتیم و شما از ما گرفتید.آن روز دهستان بودنمان را از ما گرفتید امروز می خواهید شهرو هویتمان را بگیرید؟ شهرمان را نه ۴۰ سال که ۱۰۰۰ سال دیگر هم نخواهید توانست گرفت.

 هرنگ :س 5

چه کسی این حق را به شما داده؟

کوخرد من:  ج۵

حق ما را قدمت ۸۰۰۰ ساله مان به ما داده است. فرهنگ غنی و حمام سیبه و ترنه مان. ۱۷ روستای تابعه و موقعیت جغرافیاییمان نسبت به این روستاها، که هرنگ هرگز نخواهد توانست به دست بیاورد.

هرنگ :س 6

چه کسی حق از شما ضایع کرده؟

کوخرد من:  ج۶

حق دهستان بودن ما را خودخواهی و نمک نشناسی هرنگی ها از ما گرفت.

اما حق بخش را کسی از ما ضایع نکرده ،حق را می خواهند از ما ضایع کنند اما ما هرگز نخواهیم گذاشت.

هرنگ :س  7

فرهنگ چیست؟

کوخرد من:  ج۷

گیریم که من برای شما توضیح دهم فرهنگ چیست! آیا درکش خواهید کرد؟

آیا کسانی که در ماه مبارک رمضان برق را بر همسایه روزه دارشان قطع می کنند می توانند درک کنند و بفهمند فرهنگ چیست؟ در تابستان به این گرمی شما چه جور موجوداتی هستید که روزه دار را آزار و اذیت میکنید؟

فرهنگ مخصوص انسانهاست ... شما را با آن کاری نیست.

 

باتشکر از وبلاگ - کوخرد من http://koookherd.blogfa.com/