كـوخـرد زيبـا
كـوخـرد زيبـا








كـوخـرد زيبـا








« زُزُه »
«جُوجَهتیغی»

![]()
مشخصات جوجهتیغی
![]()
تغذیه
![]()
زیستگاه
زاد و ولد
کاربرد






درود به ریشسفیدان وبرزگان كوخرد
محمد رفیع روزهدار
«شاعری خوش آوازه از ديار سرزمین شاعران کُوخِرد »(8)
| مَـنَم کُوخِردى و مَنزل نَدارَمْ | بَراى شِعر خُود، هَم دِل نَدارَمْ | |
| پُر اَز بَرگ دِرَختان كُنارَمْ | گُل اَفشانَم وَلى حاصِل نَدارَمْ |

بدرود زندگی
دیوان اشعار معروف کوخردی
دیوان اشعار معروف کوخردی در سال ۱۳۸۵ خورشیدی توسط موسسهٔ «همسایه» به چاپ رسید. چاپ این دیوان باهمت والای جوانان کوخردی آقایان: «محمد حسنی» و «حسام حبیبی» و با کوشش استاد: احمد حبیبی فرماندار پیشین شهرستان بستک انجام گرفت.

دوبیتی
| گـل از گـلـزار، لــؤلــؤ هــم ز دریـا | محبت از سمـرقند و بخـارا | |
| وصیت میکند «معروف» به دلدار | غم دنیا مخور، زنهار، زنهار |
| فلک بربار من بار جفا کرد | دوچشمانم پر ازآب سیاه کرد | |
| زتقدیر ازل معروف پریشان | که دندان سیاهان را طلا کرد |
عزم صحرا
| صحـراء سوزن روز بـهار | چندی خشن گشت وگذار | |
| زمـیـن پـر از خیر و اَکال | دلـبــر مــوگــه مـیـاد اتـات | |
| ای دل دگه دعـوا مکو | بـی ول عـزم صـحـرا مـکو | |
| خـوبـی بکـو، جفا مکو | معـروف مـوگـه شـیاد اتات |
عاشقان
| به نام عاشقان دفتر گشایم | به فرق عاشقان عنبر فشانم | |
| دل بی غم در این دنیا نباشد | سر بی عشق هم پیدا نباشد | |
| دل حالا مبتلای عشق جانان | برفتم بمبئی ومدراس وسیلان | |
| بگشتم هند وچین وحیدرآباد | که فیل از هند دایم میکند یاد | |
| سر پر عشق مانند تنور است | پری رویان هندی مثل حور است | |
| قضا روزی بُدم در حیدرآباد | چو بلبل دید گُل، آمد به فریاد | |
| میان مهوشان دیدم نگاری | پری پیکر چه گویم گُل عذاری | |
| قدَش چون سرو چشمانش چو آهو | دلم گشت مبتلای آن پری رو | |
| دل از عشقش به جوش آمد به یک بار | برفتم من سراغ آن ده و چار | |
| بپرسیدم من از نام ونشانش | دگر از نام باب مهربانش | |
| بگفتا هست بابم فرد درویش | گهی در مسجد وگه خانه خویش | |
| چوشد وقت نماز وذکر وطاعت | نماز کردم من آن جا باجماعت | |
| بدیدم شخص نورانی وخوشخو | سلام کردم نشستم در بر أو | |
| بگفتم بنده از ملک خلیجم | به أمید خدا، بخت ونصیبم | |
| گهی در مکه وگه در مدینه | گهی در شهر هند نزد طبیبم | |
| جواهر وطلا و پول بسیار | بکن ای شیخ به فرزندی قبولم | |
| خدا را شکر که شیخ هم گشت راضی | همان شب هم بیاوردند قاضی | |
| که بعد از عقد هم خوش نوازی | دلم از وصل جانان گشت راضی | |
| تو هم « معروف» بکن شکر خداوند | که داری یار، ز یاران بی نیازی |






قلعهِٔ آماج كوخرد به بزبان انگليسى ترجمه شد
«Kukherd city »

Castle of Aamaj
The Castle of Aamaj
(from Arabic: قلعة آماج, (Persian: قلعه آماج) , Aamaj castle is one of the most remarkable examples for fortified structures surrounded by trench inKukherd District, Hormozgan Province in south Iran.
, Aamaj castle is one of the most remarkable examples for fortified structures surrounded by trench in Kukherd District, Hormozgan Province in south Iran.
Location
Aamaj castle was a squared fortified structure situated 1000 away from Kukherd city and located on an average hill above the palm oasis at southern west of Kukherd city , which added remarkably to its altitude and height. The total length of its interface from the south is about 111 metres, while its southern interface extends over 98.5 metres. The structure was also near to the monuments of ancient bath of Siba
History
The history of Aamaj castle goes back to the Sassanid era (226–651 BC). It was the center of government of that area as well as it acted as fortified military base for some time and was surrounded by a huge trench for protection. A trench was an ancient defensive strategic feature utilized to defend the cities, castles and the forts in Persia before Islamic era
The Castle of Aamaj was maintained until 1163-1192. But unfortunately was destroyed by an Earthquake in Kukherd city and then by the flood in 1367 which destroyed the rest of the castle remainings
|
تبریک به عید سعید فطر
شب عید
| مَاه مَن چهرهِٔ بَر اَفرُوز کِه آمَد «شَب عید» | عید بَر چهرَه چُون ماه تُو میبایَد دید | |
| اَسْعَدَاللهُ لَکَ اَلعَیدْ بشکُرانه بیا | کِه مَرا دِیدن رُخسار تُو عیدیست سَعیدْ | |
| مَن بَجُز عِشق و اُمیدَت چه سَعادَت طَلَبَم | کِه سَعادت بجهان نیست بَجُز عِشق واُمیدْ | |
| سال تَجدید شُد ای مَاه کِه ما نیز کُنیمْ | باتُو آن عَهد مودت کِه کُهَن شُد تَجدیدْ | |
| نُوبَت سال کُهَن باغَم دیرینه گُذَشتْ | سال نُو باطرب وغُلغُلَهِٔ شوق رَسید | |
| وَقت آنست کِه باهَم رَهِ صَحرا گیریم |
کَز دَم باد سَحَر بُوی بَهار آمَد و عید |




سلام، بـه مناسبت فــرا رسیدن عـیـد سعید فطر، صمیما نـه بـه شما دوستان فرهیخته أم و خانوادهٔهای محترمتان تبریک عـر ض میکنم، و امید وارم که سالها با مزید سعادت بملاقات این قبیل اعیاد با شادی موفقیت حاصل فرمائید أیام إقبال مستدام.



| العید فی العام یوم عُمر عَودَتُهُ | وأنت عید مدی الأیامُ لَم تَزِلُ | |
| فلتهن غُرَتُهُ من بشر و جهک | فی هلال تَم بنور الفـضل مُکتَمِلُ |
وَکُل عَام وَانَتُم بخَیر
بهكام، پاینده وسرفراز باشید، دوستار.. .--♣ محمديان ♣ ۷ اوت ۲۰۱۳، ساعت ۰۲:۳۶ (UTC)
عکسهای قدیمی از بعضی روستاهای بخش کوخرد (۱)
عکسهای قدیمی (۱)


بیانیه ی شماره یک مردم کوخرد
بیانیه ی شماره یک مردم کوخرد
لطفا اطلاع رسانی کنید
از انجایی که مشاهده شده مردم هرنگ از این طرف و ان طرف پیام هایی مبنی بر اعلام دوستی و مودت برای مردم منطقه و کوخردیها میفرستن ما مردم شریف کوخرد بر خود لازم دانستیم تا موضع خود را در قبال اینگونه افراد روشنتر بیان کنیم.اهای مردمی که دم از دوستی میزنید دوستی بین مردم کوخرد با شما نیست
دوستی ان زمان از میان رفت که شما حق و حقوق ما را به تباهی کشیدید
دوستی ان زمان کشته شد که شما جلو زنان بی دفاع ما رو گرفتین
اتحاد سالهاست از میان ما رخت بر بسته.با کلمات بازی نکنید.زندگی و اموال مردم کوخرد رو به اتش کشیدید و ما را برای دفاع از حقمان مقابل گارد ویژه قرار دادید.راه بیست دقیقه بستک کوخرد رو بر روی ما بستید تا ما مجبور باشیم در ماه مبارک رمضان با دهن روز و با زن و بچه های کوچک پنج ساعت در راه باشیم تا به کوخرد عزیزمان برسیم.حالا دم از وحدت میزنید؟حالا که بصورت مسخره انهم به خیال واهی خود و بدون کوچکترین مشروعیتی به هدف خود رسیدید.
برای ما پیام میفرستید که برای وحدت دعا کنیم؟
انگاه که در روز گرم تابستان برق را بروی ما با دهن روزه قطع کردید کلمه وحدت در ذهنتان جایی داشت؟
انگاه که شهر ما رو اتش زدید و امام جمعه تان گفت کار خود کوخردیهاست کلمه دوستی چقدر برایتان اشنا بود؟
در پوستین زیبای کلمات وحدت و دوستی خود را جا نزنید که دیگر بین مردم کوخرد با شما ناجوانمردان عالم دوستی برای همیشه کشته شد.
ما مردم کوخرد اعلام میکنیم که با شما مردمی که اموال ما را بسوزانند و متعلقات ما رو غارت کنند و به زنان و مردان ما فحاشی و بی حرمتی کنن و از همه مهمتر حق و حقوق ایرانی بودنمان را ازبین ببرند، هیچگونه دوستی نداریم.و تا همیشه با شما مردم هرنگ دشمن هستیم.
منبع: وبلاگ بيا توكوخرد
دست دوستي با پوششي نرم و فريبکارانه
غيور مردان و شير زنان کوخردي، جوانان و نوجوانان کوخردي
بيقرار كوخردي
«شاعری خوش آوازه از ديار سرزمین شاعران کُوخِرد » (7)
| تو اي شهر عزيز سيبه باستان | تمام خاك تو سرمه ي چشمان | |
| اگه قصد تو بكنن دشمنانُت |
اَبِم تيرخلاص در قلب آنان |

عبدالخالق فرخزاد (بيقرار)

آغاز شاعرى
| نه مرگ بر استقلال،نه بر پيروزي | آن ها هستند در تيم ملي | |
| بازي مي كنند دوان دوان | تا زنند گلي به نفع ايران |
مراحلى در مسير آموزگاري بيقرار كوخردى
| ز دست روزگار صد داد و بيداد | گرفته كودكي با نام «مهرداد» | |
| خزان عمر او سيزده نبود بيش | كه رفت سوي پدر و مادر خويش |
معلم
| معلم اي تو شمع محفل تار | معلم اي تو گل هاي چمنزار | |
| معلم اي تو نور و روشنايي | شود روشن ز تو عرش الهي | |
| معلم مظهر عشق و صداقت | معلم مظهر مهر و محبت | |
| معلم پادشاه شهر خوبان | معلم مجري احكام قرآن | |
| معلم شغل پاكت مي ستايم | كه با تو غصه از دل مي زدايم | |
| معلم جاودان باشي هميشه | بگيرم حرفه ات آخر به پيشه |
تا به كي؟
| اين همه دور از كنارت تا به كي؟ | من بمانم در فراقت تا به كي؟ | |
| از من مهجور نمي گيري خبر | ناله ي من از برايت تا به كي؟ | |
| بي تو انگاري كه من گمگشته ام | حسرت لب بر لبانت تا به كي؟ | |
| رحم در قلب تو هم انگار نيست | يار من دور از نگاهت تا به كي؟ |
دانش آموز
| توهش روشنگر جاده ي ظلمت | توهش نام آشناي شهر الفت | |
| توهش همراه و هم دوش معلم | توهش كه در ستيزش با جهالت | |
| تو در سنگر علم پيكار اكردش | تو ناداني و جهل ناكار اكردش | |
| صلاحت قلمن،كتاب و دفتر | تو دشمن هم ز خود بيزار اكرداش | |
| تو با كوشش معلم شاد بگردنگ | تو با سعيت موجا آباد بگردنگ | |
| تو درست خوب اخون اي دانش آموز | دلت از غصه هم آزاد بگردنگ | |
| تو پندي از مو بشنو اي محصل | هميشه عشق به تحصيل ات بيت در دل | |
| موگه در فكر درس و مشق خوت بوش | مبوش يك لحظه ي از الله تو غافل | |
| اراز رازه توهن اي دانش آموز | موي كه موگه بش تو شاد و پيروز | |
| صراط المستقيم در پيش بگير تو | تو علم و معرفت با هم بياموز |
شهروند کوخردی به سوالات وبلاگ هرنگ پاسخ مى دهد
وبلاگ هرنگ اینچنین می پرسد:
چند سوال از مردم کوخرد؟
هرنگ :س ۱
- ملاک تقسیمات کشوری در بخش شدن چیست؟
کوخرد من: ج۱
ملاک تقسیمات کشوری سه چیز می باشد.
جمعیت، توابع و موقعیت جغرافیایی
در مورد جمعیت یک نکته مهم وجود دارد. پر جمعیت ترین روستای منطقه روستای هنگویه ست.که حدود ۴۷۰۰ نفر جمعیت دارد. تا یک سال پیش کوخرد ۴۰۰۰ نفر و هرنگ ۴۲۰۰ تا ۴۳۰۰ نفر جمعیت داشت.می شود بگویید چه بر سر آمار رسمی کشوری آمده که جمعیت شما به یک باره هزار نفر بیشتر از هنگویه شده است؟
می شود نحوه زاد و ولد ۱۰۰۰ نفر در یک سال یک روستای ۴۰۰۰ نفری را به هم بیاموزید؟
در مورد سه ملاک تقسیمات کشوری شما تنها در مقوله جمعیت آن هم در حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر از ما بیشترید. و در مورد توابع و موقعیت جغرافیایی کوخرد بر شما ارجحیت دارد چون ۱۷ روستای تابعه دارد و به تمامی توابع نزدیک تر می باشد.
و یادتان نرود که حق ۱۷ روستا بیشتر از حق ۲۰۰ نفر است.
پس نتیجه اینکه در مورد ملاک تقسیمات کشوری حق با کوخرد می باشد.
هرنگ :س ۲
کوخرد قبل از سال 83 در تقسیمات کشوری چه بوده؟سلسله مراتب تقسیمات درسال های قبل از 83 کوخرد چه بوده؟
کوخرد من:ج۲
چرا فقط به سال ۸۳ به بعد نگاه می کنید؟ یه کم سرتونو بربگردونین و به ۳۰ سال قبل بربگردین.
کی باید دهستان می شد؟هرنگ؟
هرنگی که حتی یک مسجد جامع نداشت و مردمش برای نماز به کوخرد می آمدند؟ حرف از ۹ سال پیش می زنید؟ حرف از آن روزی بزنید که با حیله و نیرنگ دهستان بودن کوخرد را از آن خود کردید.اون موقعی که کوخرد مهد فرهنگ اسلامی و تدین منطقه بود شما که هیچ نبودید شدید دهستان .
دهستان را به ناحق از ما گرفتید، هیچ نگفتیم. بخش را هرگز نخواهیم گذاشت از ما بگیرید.
هرنگ :س ۳
هرنگ در مراتب تقسیمات قبل از 83 چه بود؟
کوخرد من: ج۳
قبل از سال ۸۳ هرنگ با بیست سال دهستان بودنش چیزی فراتر از روستا بودن کوخرد نداشت.
هرنگ دهستانی بود که تمامی امکانات مورد نیاز کوخرد را از مردم به واسطه خودخواهی اش گرفت و مردم کوخرد خود برای پیشرفت خود سعی و تلاش کردند و خودخواهی هرنگ را به خدا واگذار نمودند.
هرنگ :س 4
حق شما در مورد تقسیمات کشوری چیست؟
کوخرد من: ج۴
حق ما همان حقی ست که ۴۰ سال پیش داشتیم و شما از ما گرفتید.آن روز دهستان بودنمان را از ما گرفتید امروز می خواهید شهرو هویتمان را بگیرید؟ شهرمان را نه ۴۰ سال که ۱۰۰۰ سال دیگر هم نخواهید توانست گرفت.
هرنگ :س 5
چه کسی این حق را به شما داده؟
کوخرد من: ج۵
حق ما را قدمت ۸۰۰۰ ساله مان به ما داده است. فرهنگ غنی و حمام سیبه و ترنه مان. ۱۷ روستای تابعه و موقعیت جغرافیاییمان نسبت به این روستاها، که هرنگ هرگز نخواهد توانست به دست بیاورد.
هرنگ :س 6
چه کسی حق از شما ضایع کرده؟
کوخرد من: ج۶
حق دهستان بودن ما را خودخواهی و نمک نشناسی هرنگی ها از ما گرفت.
اما حق بخش را کسی از ما ضایع نکرده ،حق را می خواهند از ما ضایع کنند اما ما هرگز نخواهیم گذاشت.
هرنگ :س 7
فرهنگ چیست؟
کوخرد من: ج۷
گیریم که من برای شما توضیح دهم فرهنگ چیست! آیا درکش خواهید کرد؟
آیا کسانی که در ماه مبارک رمضان برق را بر همسایه روزه دارشان قطع می کنند می توانند درک کنند و بفهمند فرهنگ چیست؟ در تابستان به این گرمی شما چه جور موجوداتی هستید که روزه دار را آزار و اذیت میکنید؟
فرهنگ مخصوص انسانهاست ... شما را با آن کاری نیست.
باتشکر از وبلاگ - کوخرد من http://koookherd.blogfa.com/