تلاشی در جهت معرفی بخش كوخرد و مناطق اطراف شهرستان بستک و استان هرمزگان
بخش کوخرد نام یکی از بخش‌های شهرستان بستک در استان هرمزگان ایران است. این بخش عبارت است از دهستان کوخرد که مرکز این بخش نیز است. بخش کوخرد محدود است از شمال به رشته‌کوه‌های ناخ و بخش مرکزی و كوه لاور و از جنوب به دین و کوه سفید، و بخش مرکزی شهرستان بندر لنگه و از مغرب به صحرای خلوص، و بخش جناح و از سمت مشرق به دهستان لمزان و پدل و بخش خمیر منتهی می‌شود، این بخش شامل دو دهستان و بیش از ۳۰ روستای بزرگ و کوچک است.

تابلو بخشدارى كوخرد - بخش كوخرد - شهرستان بستک - هرمزگان

  • کد این بخش در تقسیمات کشوری ایران ۹۵۵ است.
  • جمعیت بخش كوخرد طبق سرشماري عمومي نفوس و مسكن در سال ۱۳۸۵ ، برابر با ۱۳۶۶۰ نفر بوده‌است.


تابلو بخشدارى كوخرد ـــ بخش کوخرد ـــ شهرستان بستک ـــ استان هرمزگان

دهستان‌ها

روستاهای تابع بخش کوخرد

دهستان کوخرد به مرکزیت روستای کوخرد مشتمل بر روستاها، کشتزارها و مکانهای گوناگون است:

 
ایران > هرمزگان > شهرستان بستک > بخش کوخرد: روستاها
کوخرد بستک

آسو | بار | بار ترک | بدمستان | بربار | پر احمد | پر درو | تخت گرو | تشتو | تلخ اطهر | چارون | چاله | دهستان کوخرد| دیخور | دهنو کوخرد | صالح‌آباد | عالی جان | کنارزرد | کوخرد | کوران | کوردان | کرون | گریند | لاور شیخ | لاوردین | مزاجان | مِهران |هرنگ |یرد


وضعیت زبانی بخش کوخرد

فارسی و گویش‌های آن

زبان اهالی منطقه کوخرد همچون مردم شهر بستک و بخش‌های جناح و مرکزی کلآ فارسی با گویش محلی است. تفاوت گویش فارسی این محل با فارسی معیار چندان نیست که قابل فهم نباشد و دیگر فارس‌زبانان هر چند با سختی قادر به درک موضوع در این گویش خواهند بود. البته جوانها فارسی معیار را نیز بلد هستند. حتی در روستاها هم که با گویش محلی صحبت می‌کنند ممکن است میان یک روستا تا روستای دیگر اختلاف در لهجه وجود داشته باشد ولی باز هم مفهوم است. برای نمونه اختلافات چندی در لهجه‌های گوده‌ای و فرامرزی وجود دارد ولی مانع درک مطلب نیست. میان گویش لارستانی و گویش اهالی گوده و صحرای باغ نیز اختلافات کوچکی وجود دارد، گویش گوده‌ای و صحرای باغ را در اصطلاح محلی گویش «اَچومی» می‌نامند.

کوخرد

 

كوخرد (خانه قديمى)

نمونه‌های از فارسی محلی

تفاوت‌های گویش‌های محلی با فارسی معیار:

  • نمونه فارسی: می‌آید
  • گویش بستکی: اَ تَندای / اَ انُدای
  • گویش کوخردی: کَر انُدهُ
  • بستکی: اَ کُردای
  • کوخردی: کَر کِردُه


  • فارسی: کجا می‌روید
  • جناحی: کُه کَهِِش توُش
  • کوخردی: کُه کَرفَتُش


  • فارسی: نیامده
  • بستکی: نَندهُ
  • جناحی: نِندهِ


  • فارسی: چرا این کار را می‌کنید.
  • گوده‌ای: چرا مِهنهِ اَکِرداش
  • بستکی: چرا مِندهِ اَکُرداش
  • کوخردی: چرا اِندهِ کَر کِردُش

زبان‌های دیگر

دو روستا نیز در منطقه وجود دارد که ساکنان آن به زبان هندی و یا سندی صحبت می‌کنند. این دو روستا عبارت‌اند از: ۱. روستای گُتاو ۲. روستای خلوص

البته مردم این دو روستا فارسی به لهجه محلی نیز بلد هستند. در این مناطق کسانی هستند که به زبان عربی نیز صحبت می‌کنند. و همچنین اشخاص معدودی نیز وجود دارند که به زبان انگلیسی صحبت می‌کنند.

مذهب در بخش کوخرد

کلیه ساکنان شهرستان بستک و بخش‌های آن یعنی کوخرد، جناح و مرکزی مسلمان و اهل سنت از شاخه شافعی هستند یعنی از پیروان امام محمد ادریس شافعی. دین مردم منطقه پیش از ورود اسلام دین زرتشتی بوده و آثار زیادی از آن زمان بجای مانده‌است ولی امروزه تمامی مردم این شهرستان سنی و مسلمانند.

آداب ورسوم در بخش کوخرد

  • رسم است که هرگاه مسافر بعد از مدتها از سفر برگردد یا یکی از نزدیکان شخصی، از حج مراجعت نماید ویا فرزند کسی سربازی را به پایان برساند و به خانه مراجعه نماید بالای منزل خود وکلیه اقوام وخیشان به مدت یک هفته یک پرچم سبز افراشته وبدین وسیله خوشحالی خودرا به همه مردم اعلام می‌دارند.


  • رسم است که در زیر گهواره بچه اسفند دود می‌کنند به این اعتقاد که چشم حسود کور شود و مرض به بچه نزدیک نشده و از او دور گردد.
بخش كوخرد


خرافات در بخش کوخرد

  • به هم زدن کلید باعث دعوا می‌شود .
  • نگهداری کبوتر درخانه نحس است
  • شب چهار شنبه به مهمانی رفتن درست نیست .
  • دمپایی به عکس افتادن نحس است
  • اگر به طرف زیارت دست دراز کنی باید انگشتانت را گاز بگیری .
  • اول شب جارو زدن کار نادرستی است .

اصطلاحات کوخردی

  • زَندَکاتُم اُش بُرد  :مرا ترساند
  • نَمُــوَلِش  :امنیت نداری
  • پَلکَن بـِبـُش  :برو گم شو
  • هیز  :مکار (حیله گر)
  • خِل تاس  :خفه
  • تَپـَتاس  :گیچ
  • بالَک  :طاقچه
  • کَلواز (کَل آواز)  :فریاد زدند
نخيل وادي جان بعد هطول المطر

بیمارستان رازی کوخرد

منابع

  • محمدیان، كوخردى ، محمد ، « شهرستان بستک و بخش کوخرد » ، ج1. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰5 میلادی.
  • عباسی ، قلی، مصطفی، «بستک وجهانگیریه»، چاپ اول، تهران : ناشر: شرکت انتشارات جهان معاصر ، سال ۱۳۷۲ خورشیدی.
  • محمدیان، کوخردی، محمد ، “ (به یاد کوخرد) “، ج۱. ج۲. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۳ میلادی.
  • بختيارى، سعيد، ، « اتواطلس ايران » ، “ مؤسسه جغرافيايى وكارتگرافى گيتا شناسى ، بهار 1384 خورشيدى.

در ویکی‌انبار منابعی در رابطه با موجود است.


 
بخش‌های شهرستان بستک استان هرمزگان
کوخرد بستک

بخش کوخرد | بخش جناح | بخش مرکزی

بخش‌های استان هرمزگان
بخش کوخرد، بخش جناح، بخش مرکزی، بخش خمیر، بخش رویدر، بخش مرکزی شهرستان بندر لنگه، بخش شیبکوه، بخش کیش، بخش مرکزی شهرستان گاوبندی، بخش کوشکنار، بخش تخت، بخش فین، بخش مرکزی، بخش قلعه قاضی، بخش تنب، بخش مرکزی شهرستان ابوموسی، بخش مرکزی، بخش بشاگرد، بخش فارغان، بخش احمدی، بخش مرکزی، بخش رودخانه، بخش مرکزی، بخش شهاب، بخش هرمز، بخش مرکزی شهرستان قشم، بخش بیابان، بخش سندرک، بخش مرکزی شهرستان میناب، بخش بيكاه، بخش ليردف، بخش توکهور، بخش جغين

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت 21:46  توسط محمد محمديان | 
سنگ پاتیل  « پاتیل در زبان فارسی قابلمهٔ ته گِرد». سنگ بزرگی بشکل « قابلمه» در کوه ناخ از طرف شمال دهستان کوخرد واقع در بخش کوخرد شهرستان بستک و در غرب استان هرمزگان در جنوب ایران واقع شده‌است.

سنگ پاتیل

  • سنگ تاریخی

این سنگ در کوخرد به آن سنگ پاتیل  می‌گویند. این سنگ از مشرق درواه شمو در دل کوه بین دو کم و در ارتفاع چهار تا پنج متر در بالای سنگ لنگ پومه آویزان است.

« سنگ پاتیل» در شمال پر دراخی قراردارد، و « تپه ره » که اولین راه ورودی به کوه ناخ می‌باشد در مشرق سنگ قرار دارد، و درواه شمو در مغرب سنگ قرار دارد، ودهستان کوخرد در ۲ کیلومتری سنگ از سمت جنوب واقع شده‌است. سنگی است بسیار بزرگ که از هزارها سال در آنجا آویزان است، قسمت بالایی سنگ قرمزمانند است، اما قسمت پائین سنگ برنگ سیاه وسفید وخاکستری است.

  • وجه تسمیه آن

این سنگ چون شبیه به دیگی بزرگ دارد که روی اجاق نهاده شده‌است آن را « سنگ پاتیل» نامگذاری کرده‌اند، و « پاتیل» در زبان فارسی به دیگ بزرگی گفته می‌شود که پایینش گِزد است، یک سنگی بسیار قدیمی وتاریخی است که معلوم نیست از چه دورانی و به اینصورت درآنجا قرار گرفته‌است. از این گونه سنگهای تاریخی در منطقه کوخرد زیاد وجود دارد، در کوه‌های جنوب کوخرد مخصوصاً کوه پل تیر ( کوه خآب ) ودر منطقه کارگهی که در پشت کوه پل تیر و از سمت شمال واقع است سنگ بزرگی وجود دارد که بنام سنگ اکال معروف است، همچنین در قله کوه پل تیر یک سنگ تاریخی دیگر وجود دارد که آن را سنگ نقاره می‌نامند. همچنین سنگهای دیگری نیز وجود دارند مانند سنگ نازبُن و سنگ تال مد اودلی و سنگ تال کَل احمد که هر یک از این سنگها تاریخ خاصی و مفصلی داردند.

منابع

  • محمدیان، کوخردی ، محمد ، «شهرستان بستک و بخش کوخرد» ، ج۱. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۵ میلادی.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت 17:11  توسط محمد محمديان | 
آرامگاه سید مظفر سید منصور آرامگاه ابدی یکی از علماء کوخرد واقع در دهستان کوخرد در بخش کوخرد شهرستان بستک در غرب استان هرمزگان ، یکی از آثارهای تاریخی و از نقاط دیدنی استان هرمزگان در جنوب ایران است.

Seyed Mozafar.jpg

این بنای تاریخی در سمت جنوب جاده بستک به بندر لنگه واقع است. این آرامگاه در میان گورستان دهستان کوخرد و در هزار متری غرب دهستان کوخرد واقع شده‌است. محل آن سیصد متر از محله تازه‌بنیاد «دهنو کوخرد» فاصله دارد. در لهجه محلی به آرامگاه زیارت گفته می‌شود. سید مظفر سید منصور که در دوران جوانی از چاه بنارد به روستای کوخرد کوچیده و در آنجا مکتبخانه ای دایر کرده و به کودکان آموزش دینی می‌داده و در همانجا هم به خاک سپرده شده. وی جـَّد اعلای قاضی کوخرد می‌باشند. آرامگاه سید مظفر سید منصور در کوخرد و در هزار متری جنوب آرامگاه شیخ عبدالرحمن بزرگ و در محوطه‌ای جداگانه قرار دارد. سید محمد سید منصور برادر سید مظفر سید منصور در چاه بنارد مدفون است.

منابع

  • محمدیان، کوخردی، محمد ، “ «به یاد کوخرد» “، ج۲. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۳ میلادی.



 
اهالى شهرستان بستک هرمزگان

احمد فرامرزی  • احمد حبیبی  • احمد خان بزرگ  • احمد راشد مدنی  • احمد نور مدنی  • جلودار مهران  • حاجی جعفر پالاش  • حاجی ملا محمد شریف شاکر  • حاج محمد صالح مباشر  • حاج ملا اسماعیل  • حاجی جعفر گپ  • حاج شيخ احمد بزرگ  • حسن دوم مدنی  • حسن فرامرزی  • راستی  • راشد مدنی  • راشد دوم مدنی  • سرتيب شيخ عبدالنور  • سید کامل پیر  • سید عبدالله حسینی  • سید محمد سید منصور  • شیخ محمد بستکی  • شیخ حسن بستکی  • شیخ عبدالسلام خنجی  • شمد لاوری  • شخ حسن عالی  • شیخ محمد نور مدنی  • شیخ حسن مدنی  • شیخ عبدالرحمن بزرگ  • شیخ محمد بن شیخ راشد مدنی  • شیخ احمد مدنی  • عبدالرحمان فرامرزی  • عبدالقادر بستكى  • عبدالرزاق مشایخی آگاه  • عبدالله مدنی  • عبدالله نقشبندى  • غيرت بستكى  • فایز بستکی  • قاضی کوخرد  • ملای ارباب  • محمد رفيع خان  • معروف  • مصطفی مدنی  • ملا محمدعلی کوخردی  • محمد سعيد بستكى  • مجرم بستکی  • محیا بستكى  • ملا محمد نامی  • محمداعظم خان  • محمد رضا خان  • محمدعمر سیف‌الله قتالی  • محمد تقی خان  • محمد آخوند  • مصطفی خان  • همت بستكى  • هادى خان بستكى

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 18:38  توسط محمد محمديان | 
کاریز یا قنات  به راهی که در زیر زمین کنده شود تا آب از آن جریان یابد می‌گویند. کاریز  کانالی است که از دیرباز برای مدیریت آب در زمین می‌ساخته‌اند. رشته چاهی است که از «چاه مادر» سرچشمه می‌گیرد و احیاناً هزارها متر به طول می‌انجامد که سرانجام آب این کاریزها برای شرب و کشت و کار به سطح زمین می‌رساند ودر جای معینی به روی زمین می‌آید.

جوی آب کاریز

پیشینه

طولانی ترین کاریز جهان و عمیق ترین مادرچاه در شهرستان (گناباد)  قرار دارد که تاریخ کندن آن به دوره هخامنشی و یا قبل از آن می‌رسد. کاریز یا کاریز «کهریز» به راهی که در زیر زمین می‌کنند تا آب از آن جریان یابد می‌گویند. کاریز کانالی است که از دیر باز برای مدیریت آب در زمین می‌ساخته‌اند. رشته چاهی است که از «چاه مادر» سرچشمه می‌گیرد و احیاناً هزارها متر به طول می‌انجامد که سرانجام آب این کاریزها برای شرب و کشت و کار به سطح زمین می‌رساند ودر جای معینی به روی زمین می‌آید. ایرانیان باستان در چندین هزار سال قبل دست به این ابتکار جدید زده و آن را کاریز یا کهریز نام نهادند. با این اختراع که در نوع خود در جهان تاکنون بی‌نظیر است، می‌توان مقدار قابل توجهی از آب‌های زیرزمینی را جمع آوری کرد و به سطح زمین رساند، که همانند چشمه‌های طبیعی ، آب آن در تمام طول سال بدون هیچ کمکی از درون زمین به سطح آن جاری گردد. کاریز که توسط مقنیان ایرانی اختراع شده، هزاران سال قدمت دارد. قدمت بسیاری لازم کاریز‌های ایران، از پنج یا شش هزار سال متجاوز است و عمری برابر با تاریخ کهن ایران دارد. با وجود این که چندبن هزار سال از اختراع آن می‌گذرد، مع هذا هنوز هم این روش استفاده از آب ، در قسمت مهمی از روستاها و مناطق مسکونی و کشاورزی و دامداری کشور معمول و متداول است و حتی یکی از ارکان اصلی کشت و زرع در نواحی خشک را تشکیل می‌دهد. این اختراع که امروزه شهرت جهانی پیدا کرده، بعدها از ایران به بسیاری از کشورهای جهان انتقال یافته و مورد استفاده مردم در دیگر نقاط دنیا قرار گرفته‌است. طولانی‌ترین کاریز جهان و عمیق‌ترین مادرچاه در شهرستان گناباد قرار دارد که تاریخ کندن آن به دوره هخامنشی و یا قبل از آن می‌رسد. گوبلو معتقد است که کاریز، ابتدا یک فن آبیاری نبوده، بلکه به طور کامل از تکنیک معدن نشأت گرفته و منظور از احداث آن جمع‌آوری آبهای زیرزمینی مزاحم (زه آبها) به هنگام حفر معادن بوده‌است.... تردیدی نیست که در گستره فرهنگی ایران، از معادن «مس» و احتمالاً «رویِ» موجود در کوه‌های زاگرس، در جریان هزاره دوم قبل از میلاد مسیح بهره‌برداری شده‌است.

مشخصات کاریز

کاریز، تشکیل شده از یک دهانه یا هرنج که روباز است و یک مجرای تونل مانند زیرزمینی و چندین چاه عمودی که مجرا یا کوره زیر زمینی را در فواصل مشخص با سطح زمین مرتبط می‌سازد. چاهها که به آنها در موقع حفر، میله هم گفته می‌شود، علاوه بر مجاری انتقال مواد حفاری شده به خارج، عمل تهویه کانال زیرزمینی را نیز انجام می‌دهد و راه ارتباطی برای لای‌روبی، تعمیر و بازدید از داخل کاریز نیز به شمار می‌رود.

آغاز کاریز

آغاز کاریز همان دهانه کاریز است که مظهر کاریز نامیده می‌شود. مظهر کاریز جایی است که آب از دل کاریز بیرون می‌آید و ظاهر می‌شود و می‌تواند برای آبیاری و دیگر مصارف مورد استفاده قرار بگیرد. قسمت انتهایی کاریز، پیشکار کاریز نامیده می‌شود که در آخرین قسمت آن ، مادر چاه کاریز قرار گرفته‌است. قسمت‌هایی از کاریز که با حفر آنها هنوز آب بیرون نمی‌آید «خشکه کار» و قسمتی که آبدار است (قسمت انتهایی) قسمت «آبده کاریز» نامیده می‌شود.

کندن کاریز

کندن کاریز معمولاً از مظهر آن که همان سطح زمین و خشک است، شروع و به مناطق آبده مادر چاه، ختم می‌شود. بنابراین، اول دهانهٔ کاریز یا هرنج که خشک است و بعد اولین چاهها یا میله‌ها که اینها هم خشک است و آب ندارد و به اصطلاح قسمت خشک کار کاریز نامیده می‌شود، حفر می‌شود. بعد کار به طرف قسمت بالا دست که همان قسمت‌های آبده و بیشتر آبده زمین باشد، ادامه پیدا می‌کند.

طول و عمق کاریز

طول یک رشته کاریز که در میزان آبدهی آن نیز موثر است، نسبت به شرایط طبیعی میزان متفاوت است. این شرایط بستگی به شیب زمین وعمیق ما در چاه دارد. از طرف دیگر هرچه سطح آب زیرزمینی پایینتر باشد، عمق مادر چاه بیشتر می‌شود. طویلترین کاریزی که تاکنون در ایران حفر شده، در حوالی گناباد از توابع خراسان است که ۷۰ کیلومتر طول آن است و عمیق‌ترین مادر چاه کاریز‌های ایران به روایتی ۴۰۰ متر و به روایت دیگر ۳۵۰ متر عمق دارد و آن مربوط به کاریز «قصبه» گناباد است. مهم‌ترین عاملی که طول کاریز را مشخص می‌کند، شیب زمین می‌باشد. هرچه شیب زمین کمتر باشد طول کاریز بیشتر و هرچه شیب بیشتر باشد طول کاریز کمتر خواهد بود.

ویژگیهای کاریز

سیستم استخراج در کاریز طوری است که آب بدون کمک و صرف هزینه فقط با استفاده از نیروی ثقل از زمین خارج می‌گردد. با توجه به چاهها و کاریزهای موجود ، آب کاریز در مقابل آبی که از چاه استخراج می‌شود، ارزانتر تمام می‌شود. آب کاریز دائمی است و در مواقع اضطراری کشت و احتیاج زراعت در مواقع حساس به آب ، قطع نمی‌شود. منابع آب زیر زمینی توسط کاریز دیر تمام می‌شود و استفاده طولانی دارد، هر چند بطور دائم چه مصرف شود و چه شود، خارج می‌گردد. کاریز دارای مزایای بسیاری زیادی است که در اینجا فقط به تعداد محدود از آنها اشاره شد.

معایب کاریز

در زمینهای هموار و نواحی که آب زیرزمینی شیب کافی ندارد و نیز زمین‌های خیلی سست و ماسه‌ای امکان حفر کاریز نیست. آب کاریز، بطور دائم جریان دارد و قابل کنترل نیست. روی این اصل، مدام باعث تخلیه آب زیرزمینی می‌شود. در فصولی که به آب احتیاج نیست و یا احتیاج به آن خیلی کم است، امکان جلوگیری از جریان و یا کنترل آن وجود ندارد.

کاریز به خاطر این که در سفره‌های آب زیرزمینی کم عمق استفاده می‌شود و این منابع هم غنی نیست و دارای نوسان زیاد است، لذا کاریز نسبت به تغییرات سطح آب زیر زمینی خیلی حساسیت دارد. در فصول گرم که گیاه به آب بیشتری نیاز دارد و نیز در فصول و سالهای خشک، آب کاریز کم می‌شود. کاریز نسبت به چاه در مقابل سیل و زلزله و امثال اینها آسیب پذیر است و خرابی در کاریزها بعضی مواقع طوری است که احیا مجدد آنها یا ممکن نمی‌باشد و یا از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه نیست.

واژه شناسی

واژه کاریز واژه‌ای فارسی است و در اصل کهریز بوده است.واژه قنات کلمهٔ پارسی معرب شده است . در ایران خاوری و افغانستان و آسیای میانه واژهٔ کاریز بیش تر کاربرد دارد و در ایران باختری واژهٔ قنات . قنات خود عربی شدهٔ کنات فارسی است که از ریشهٔ فعل کندن گرفته شده است. جمع «قنات» را «قنوات» گویند.

منابع

  • محمدیان، کوخردی، محمد ، “ (به یاد کوخرد) “، ج۲. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۳ میلادی.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 17:30  توسط محمد محمديان | 
چاه چرخ گاوی  یا در گویش بومی لارستانی و کُوخِردی گاو و گوچـه  یکی از ابزار آبـیـاری ابتکاری و جـالب است کـه سالیان دراز برای تـأمین آب کشاورزی در جنوب ایران بویژه در بخش کوخرد شهرستان بستک در غرب استان هرمزگان مـعـمـول بــوده‌است، اهـمـیـت ایـن روش در آن است کــه بـا یـک سیستم ساده نیروی محـرک گاو را که در جهت افقی است در یک جهت عمودی که صرف بالا آوردن مشک سی لیتری آب از درون چاه  می‌شود تبدیل می‌نماید.

چاه چـرخ گاوی

  • ساختار و طرز کار

بــر روی چـاه آب دوپایـه به ارتـفاع حدود سه متر ساخـتـه شده و روی آنـها سه تـیـر به مـوازات هم و بـه فـواصـل معین نـصب شده‌اند که بر روی یکی از آنها چرخ چوبی دایره‌ای به قطر حدود پــنجـاه سانتیمتر نـصـب شده‌است کـه در گویش بومی «بــِوه»  نامیده می‌شود، در سمت دیگر چاه اسـتـخــری ساخـتـه شده‌است و روبــروی آن یک راهرو بطول مساوی با عمق چـاه ساخته‌اند که از سمت چاه بـر شیـب آن اضــافـه مـی شود بـه نـحــوی کـه انـتـهای راهـرو در یک گودی به عمق ۳ متر قرار دارد، نام این راهرو«گوچی» است.

  • ها و هزگیر

طـنـابـی کـه بــرای کشیدن آب از چـاه درست شده یک سرش به مشک (هِـز چَرْمی) آب بسته شده و پس از عـبـور از روی چـرخ سـر دیگـر آن بـه گـردن گـاو بسته می‌شود، و قسمت دیگری از این طـناب به یک قطـعه تخـته‌ای بسته شده کـه آن را جی مـی نـامـنـد، در وقت سرازیر شدن گاو، این تخته روی کمرش قرار می‌گیرد. طول این طـناب معـمـولا کمی از عمق چـاه بیشتر است، ایـن طـناب در گویش بومی «هـا»  نام دارد، وقـتـی کـه مشک یا «هز» پـر از آب و داخل چاه‌است گاو نزدیک چاه ایستاده‌است کـه با فـرمـان گاویار در راهـرو خـود حرکت می‌کند تا وقتی کـه به انتهای مسیرش کـه در گـودی قـرار دارد می‌رسد.

چاه چـرخ گاوی
  • استخر

مشک آب به ارتـفاع نیم متری از چـاه بیـرون آمـده به وسیلـهٔ شخـص دیگری کـه کنار چـاه ایستاده در استخر تخلیه می‌شود، این شخص «هزگیر» نام دارد. هنگام برگشت گاو مشک خالی در چاه پـائین می‌رود تا به آب بــرسد و دوبـاره ایـن عـمـل تـکـرار مـی شود. البـتـه وجــود سراشیبی راهـرو باعث می‌شود کـه حیوان کمتر نیرو از دست بدهد. بدنـه چـاه از سنگ و ساروج ساخته شده و اکثرا مقطع آن مـربـعی شکل و بـه ابـعاد یک متر در دو مـتـر است، بـزرگی استخـر و قطر آبراه آن طوری است که آب به انـدازهٔ معینی به طور دائـمی در جـوی جـاری می‌شود. مقـدار آب بستگی به قـدرت گاو و بـزرگی مشک وعمق چـاه دارد. به طور معـمـول مقدار آب جوی حـداکثر از چهار پـنج لیتر در ثـانیه تجـاوز نمی‌کند. از ایـن چـاه هـا عـلاوه بـر امــور زراعتی برای تـأمین آب اماکنی مانند مساجـد و برای استفادهٔ اهالی به کار می‌رفت. در ساختمان بعـضی از این چـاه هـا دقت و مـصالح وهـزینه زیادی بکار می‌برده‌اند که هنوز به حالت متروک دیده می‌شود. به طـور کلی بـرای هـرچـاه آب دونـفـر کارگـر و یک گـاو لازم است، در برخی از چـاه‌ها با دوگاو نیز کار می‌کردند و آن را چاه دوگاوه می‌گفتند.

چاه چرخ گاوى ( گاو وگوچه)
  • ابتكارى جالب

چاه چرخ گاوی یا (گاو و گوچه) همانطور که به گویش محلى آن را می‌نامند، ابتکاری بسیار شگفت انگیر وجالب از دوران پیشین در منطقه بستک هرمزگان و به ویژه سیبه قدیم بوده‌است. این ابتکار تنها وسیلهٔ آن دوران برای تهیهٔ آب بوده‌است که بوسیلهٔ مردمان زحمت کش منطقه به وجود آمده بوده‌است. نیاز آب در این منطقهٔ گرمسیری مردم را وادار کرده بود که دست به چنین ابتکارى جالب بزنند و چاه‌های چرخ گاوی را ایجاد نمایند، در آن دوران تنها مصدر آب در منطقه به اضافهٔ قنات از چاه چرخ گاوی بوده‌است که این أخیر بوسیلهٔ نیروی گاو و گاویار آب از قهر چاه به بالا کشیده می‌شده‌است و مورد استفاده مردم وآبیاری باغ‌ها و محصولات کشاورزی قرار مى گرفته است. در حال حاضر این روش و این ابتکار جالب آبیاری به گوشهٔ فراموشی سپرده شده‌است، و شايد به کلی نابود وناپدید گردیده‌است، وموتورهای برقی و پمپ آب جای آنها هارا گرفته‌است، منتهی در بعضی جاها آثاری از آن برجای مانده‌است که بصورت مخروبه ومتروكه دیده می‌شود، وجود آثار اين ابتكار جالب و این روش آبیاری در منطقه، امروزه یکی از آثارهای باستانی منطقه به شمار می‌آید، ودر فرهنگ مردم منطقه نقش مهمی دارد.

منابع

  • محمدیان، کوخردی، محمد ، “ «به یاد کوخرد» “، ج2. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۳ میلادی.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 11:58  توسط محمد محمديان | 
اشکفت تنب مش غار کوچکی (اشکفتی) است در بون «کوه زیر» در جنوب دهستان کوخرد در بخش کوخرد شهرستان بستک و در غرب استان هرمزگان در جنوب ایران.

 
 

  • نامگذاری

وجه تسمیه این اشکفت (غار) به نام «اشکفت تنب مش» به خاطر این است که اشکفت در پائین تپه (تنب) بلندی که بنام « تنب مش » معروف است قرار دارد.

اشکفت تنب مش «غاری» است به وسعت ۴متر در ۳ متر که در انتهای آن سوراخی درسقف اشکفت است که به مانند دود کش می‌ماند وقتی آتش می‌زنند دود از آن سوراخ به بالا می‌رود. در بالای اشکفت دوخُمرَه از زمانهای قدیم درون زمین کار گذارده شده که آب باران درآن جمع می‌شود.

اشکفت تنب مش ـ 2.jpg
  • راه‌های اشکفت تنب مش

راه اصلی این اشکفت از پشتخه او شیرینو و نرگ او شیرینو شروع می‌شود واز سنگر راه صِنخُوه بالا می‌رود، این راه در زمان خیلی قدیم به‌وسیله قافله‌های تجارتی که از بنادر چارک و مغویه کالا می‌آوردند سنگ چین شده‌است وقافله‌های شتر از این راه به کوخرد می‌آمدند که بعدا از کوخرد به مناطق لارستان و شیراز می‌بردند، این راه سر بالاهی زیادی دارد، قسمت‌های سنگ چین زیادی از راه باپیچ وخم منظم مانند زنجیری از بالا به پائین دیده می‌شود ومنظره وجلوه زیبائی دارد. همچنین راه دیگری نیز به این غار وجود دارد که ازراه صنخوه هموارتر است ولی اندکی دوتر از راه صنخوه، این راه از مرخاو شروع می‌شود واز سربالائی «چُک گروهی مد عبدالرحیمی» بالا می‌رود ودر کمر گروهی به برکه عبدالقادر خردجو می‌رسد، مسافران بعد از اندکی استراحت ونوشیدن لبی ازآب خنک و گوارای برکه به مسیر خود ادامه می‌دهند، راه از جلو اشکفت ماوی رو به طرف مغرب می‌رود وبعد از عبور از تپه‌ای نسبتاً بلند به مسافت ۱۰۰۰ متر به تنب مش می‌رسد، این راه هموار بوده ولی در اثر باران وعوارض طبیعی در چند سال اخیر در اثر ریخته شدن سنگ از بالای کوه وسَرگرد نرگ مرخاو قسمتی از راه خراب شده‌است ولی به راحتی می‌توان ازآن عبور نمود.

  • ارتفاع غار

غار اشکفت تنب مش تقریباً در ارتفاع ۲۰۰۰ متری کوه جنوب کوخرد که به گویش محلی به «کوه زیر» معروف است واقع شده‌است، تنب مش در بالای غار قرار دارد، و تقریباً بلندترین تنبی است که در آن منطقه وجود دارد، وقتی که به گشت ویا به شکار می‌روند یکی از جوانان به بالا تنب می‌رود از آنجا به اطراف کوه و دره‌ها دوربین می‌اندازد و وقتی که مطمئن شدند که کسی و یا دزدی در آن منطقه وجود ندارد با خیال راحت در غار می‌خوابند. جلو غار باز است ودر شب چراغهای دهستان کوخرد دقیقا درپائین کوه به وضوع دیده می‌شود. جاهی است بسیار زیبا مخصوصا در فصل زمستان وسرماء، جوانان درآنجا به گشت وتفریح می‌روند وشب درآن غار می‌خوابند. این غار یکی از تفریحگاهای مردم بخش کوخرد وتوابع است.

منابع

  • محمدیان، كوخردى ، محمد ، « شهرستان بستک و بخش کوخرد » ، ج1. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۵ میلادی.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 11:29  توسط محمد محمديان | 
او شیرینو (آب شیرین) نام منطقه‌ای است واقع در دهستان کوخرد در بخش کوخرد شهرستان بستک در غرب استان هرمزگان در جنوب ایران.

او شیرینو

تفریحگاه او شیرینو

او شیرینو جائی بسیار زیبا وسر سبز در فصل زمستان وبهار، وتمام آبادانی و وسایل آسایش در آنجا موجود است گرفته از: برکه آب انبار خانه، بركه وكاروانسرا ا، چهارطاقی، آبریزگاه، باغ، نخل خرما، آشپزخانه، نمازگاه و تمام وسایل مورد نیاز موجود است، به اضافه درختان سرسبز کوهی مانند: سمر، سلم، کور، کنار و نادر (مورد) و نخل و سایر درختان و گلهای بهاری این منطقه زیباتر نموده‌است. او شیرینو جایگاه و زمین کشت حاجی جعفر گَپ است و درزمان بسیار قدیم در آن جا جو و گندم کشت می‌کردند. در پشتخه او شیرینو (پشتهٔ آب شیرین)، تُرُشُه، کُمپـُر، خیر، مِیل، و اکال بشکل غیر قابل تصور درست می‌شود، مردم درآنجا روزی بخوشی وشادی به سر می‌برند. پشته اوه شیرینو در ۹ کیلومتری جنوب کوخرد واقع است. در کوه‌های اوه شیرینو واطراف آن عسل به فراوانی بدست می‌آید.

او شیرینو ــ 1 ـ.jpg


محدوده او شیرینو

از شمال درواه بُست گز و سد سنگی ملاتی بست گز، از جنوب کوه بلند «کوه زیر» ونِِرگ او شیرینو، از مغرب نِِرگ بست کز، وازسمت مشرق به پشتخه دیوونی و پشتخه چتی محدود می‌گردد.

نقاط پیرامون او شیرینو

«دُوبَند سُمرو» ، چک شیرینو ، نرگ او شیرینو ، پشتخه خورموئی ، پشتخه بست گز ، پشتخه دیوونی ، «گردنه اوه شیرینو» ، دره بست گز ، «نخلهای حاجی جعفر گَپ» ، «خُمخِه چهارتا» ، «برکه حاجی رضا» ، پشتخه دیوونی ، سد سنگی-ملاتی بست گز ، «برکه لطیفه» ، «خمهٔ حاجی یوسف جعفر» ، «برکه مَّدمُرتی» ، آبدان شیرینو، آودون کنار (آبدان) ، تال پلنگ ، «چشمه او شیرینو» ، راه صنخو ، و پرمیان و پر بختیاری.

او شیرینو ــ 2 ـ.jpg

پوشش گیاهی

«او شیرینو» دارای پوشش گیاهی وبوته ودرختان زیادی است، از جمله: «خید» و درخت «پُشکِر» و درخت «گنیس» ، گز ، تاغ ، کُنار ، کُور ،سَلَم ، سمر ، کِرت ، کُوهِنگ و بنه. خارشتر، اسپند، کاروانکش، شور و چرخک است. در سراسر این پشته پوشش به صورت درختان خانواده سوزنی برگ، به ویژه تُرُشُه و کُمپُر و مِیَل ، خَلِل و لشوه ، نمایان می‌شود. در سراسر منطقه گیاهان خود رو شامل بهمن ، دریمه، گیاهان تیره گندمیان، نعناییان و تیغ‌های «مادُه» ، «جو جادُو» ، شبنبوه ودیگر درختان زمستانی می‌روید و به وفور دیده می‌شود. مهم‌ترین محصولات این پشته‌ها در دوران قدیم از: غلات جو و گندم بوده‌است، هنوز آثاری از گاو آهن در کشتزارهای جو و گندم روی پشته دیده می‌شود.

Tabiat kookherd 16.jpg

جانوران و پرندگان

همچنین از جمله جانوران و پرندگان این پشتخه عبارت‌اند از: بز کوهی ، آهو ، قوچ، میش، روباه ، گراز، کفتار، گربه وحشی، شغال، خرگوش، ، جوجه‌تیغی ، کبک ، قُمری ، بادخور ، تیهو، سبزقبا (کراشکین)، چکاوک (بُوکلُو) ، چکاوک هدهد و «مرغ سلیمان» یا هدهد ، بلبل ، گنجشک ، دم جنبانک ، فاخته ، سهره ، صعوه ، کوکر ، دراج ، می‌توان نام برد که به‌ویژه در فصل زمستان و بهار هنگام جفت‌گیری و تخم گذاری با آواز دلنشین خود این منطقه کوهستانی را شاد می‌کنند. دوران گذشته پرندگانی مانند: عقاب ، شاهین ، ودیگر گونه لاشخورها نیز در این منطقهٔ گسترده کوهستانی زندگی می‌کرده أند، أما حالا دیگه از این گونه پرنده وجود ندارند. همچنین درنگانی مانند: پلنگ ، یوزپلنگ ، گرگ ، خوک ، نیز و جود داشته بوده‌است که در حال حاضر از این مناطق منقرض شده‌است .

نمازگاه

سروده آب شیرینو

  • او شیرینو

بهنگامی که زد صبح بهاران به آنجا می‌روند آن گلعذاران
گل سبزه به صحرا در دمیده به پشتخه شیرینو بهمن قد کشیده
بهشت آسا همـه جا سبـز گشتی شده پشتخه شیرینو چون بهشتی
روان شد مرد چوپان شاد و خرسند گـَلـَه در پشتخه شیرینو شد پراکند
گـلـه در دامن کوه راه گرفتند از آنـجا نیـز ره صحـرا گـرفتند
بیا باهم رویم آب شیرینو که مردم می‌روند آنجا ز هرسو
به برکرده شیرینو گلهای خوشبو بود نسرین و نیلوفر دیگر شبنبو
دگر هم بود بهار خوردنی را خوش است روزی درآنجا ماندنی را
اَکال و خیر وکُمپُر بود فراوان شیرینو می‌روی یابی به آسان
سراسر دشتهایش سبز وروشن شده پشتخه شیرینو همچو گلشن
بروی گُـل چکیده شبم صبح زده آبـی بــروی عـالـم صبـح
فرح بخش است هوای آب شیرینو به تفریح می‌روند مردم زهرسو
کِنار برکه و آب زلالش دگر سایه سجم وکاروانسرایش
سراسر خُــرَمّی دیـدم در آن دشت فرح بخش آنچه می‌دیدم در آن دشت
زیک سو صف کشیده رشته کوهی به پای کوه درختان با شکوهی
سَلَم و سمر و خرما در سراسر کشیده نخل جّدَم بر فلک سر
زیک سو چشمههای در تکاپو روان چون نهر از این سو تابدانسو
بیا تایک شبی آنجا بمانیم کتاب وصف کوخرد باهم بخوانیم
خوش است دشت شیرینو در بهاران در ایام بهار با گلعذاران
عجب نبود که پُـرنقش ونگار است که اردوگاه محمديان در بهار است
فرح بخش است فرح افزا شیرینو هوای دِلکش آب شیرینو

 منبع

  • محمدیان، کوخردی، محمد. به یاد کوخرد ج۲. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۳ میلادی.
  • محمدیان، کوخردی، محمد. (کوخرد سرزمین شاعران) ج۱. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۵ میلادی.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی 1388ساعت 13:26  توسط محمد محمديان | 
قلعه توصیله یکی از قلعه‌های سه‌گانه و تاریخی کوخرد واقع در بخش کوخرد و درغرب استان هرمزگان ایران است.

پیشینیان کوخرد یعنی منطقه تاریخی سیبه در نگهداری و نگهبانی از جان و مال و چاه‌ها و نخلستان‌ها و کشتزارهای خود که محدوده زمینها از سمت مغرب: از لُرکش شروع می‌شود تا دشتهای پاراو و تنب بردومه، و از پشت رودخانه، از کاد ممدی تا بشکرو بوده، در دو رشته کوه‌های شمالی و جنوبی کوخرد قلعه‌هایی و استحکاماتی داشته‌اند که هنوز آثار آنها باقی مانده‌است دژی به نام قلعه توصیله در قله کوه پَرِ توصیله در گری زامردان در کوه ناخ شمال کوخرد ساخته بودند.

اهمیت این قلعه

این قلعه نقش مهمی با قلعه سیبه (مقر حاکم وقت کوخرد قدیم) داشته‌است از نظر حفاظت و نظارت از منطقه. چون در روزگار حکمران مملکت سیبه بر منطقه نگهبانانی در این قلعه نظارت ورود و خروج وراهای قلعه سیبه و منطقه را به عهده داشته بودند، و به حکم موقعیت قلعه که بر فراز قله کوهی بلند قرار داشته بود تمام منطقه سیبه و راه‌های پیرامون آن به‌وسیله دیده‌بان‌ها نظارت می‌شد، و منطقه سیبه کاملاً جلو چشم دیده‎بان‌ها قابل رؤیت بود، و هر حرکتی غیر طبیعی ملاحظه می‌کردند به حاکم ابلاغ می‌کردند. این دژ در قله کوه توصیله قرار دارد، و با ورود به پشت پَرِ دُراخی در کوه شمال و رسیدن به گری چپان بقایا قلعه از دور نمایان می‌گردد، وآثارش هنوز برجای مانده‌است.

منبع

  • محمدیان، کوخردی، محمد. به یاد کوخرد ج۲. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۳ میلادی.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی 1388ساعت 10:34  توسط محمد محمديان | 
رودخانه مهران نام رودخانه‌ای است در جنوب ایران و یکی از نقاط دیدنی استان هرمزگان است. این رودخانه آبش شوراست، در ایام بارندگی از جم و ریز آب از فراز کوه‌ها ودره‌ها به رودخانه سرازیر می‌شود، همچنین از کوه‌های منطقه اسیر و لامرد عبور می‌کند و ازانتهای غربی شهرستان بستک یعنی ابتدای فرامرزان و در دهستان کمشک وارد بخش بستک و از شمال شهر جناح گذشته بسمت جنوب ومشرق منحرف شده از جنوب صحرای خلوص و دهستان هرنگ وارد بخش کوخرد می‌شود , واز جنوب دهستان کوخرد می‌گذرد و در منقطه‌ای بنام برمه چشمه‌ای در شمال باغ زرد عبور می‌نماید و در زیر کوهی معروف به کوه پل تیر، کوه خآب و از جنوب منطقه خادون و روستای آسو و از نقطه‌ای بنام مِهران که گذار راه سراسری لار به بندر لنگه در آن واقع است عبور کرده و در دهستانهای لمزان و دژگان ادامه پیدا نموده و در محلی معروف به پل غار به خلیج فارس میریزد. «بندری» از طرف جنوب رودخانه واقع شده‌است.

رودخانه مهران

مناطقی در مسیر رودخانه

رودخانه مهران

مهران

مهران نام دهی بوده که سابقا در کنار رودخانه ومحل فعلی پاسگاه ژاندارمری مهران قرار داشته‌است، گویند وجه تسمیه نام مهران چنین روایت است که شخصی بنام ((جلودار مهران)) در این منطقه سکونت داشته‌است، ایشان سردار چریکهایی بودند که از قافله‌ها حمایت می‌کرده أند، این ده و رودخانه به نام ایشان به یاد گار مانده‌است. این رودخانه در مواقع عادی دارای آب زاینده‌ای است که شور است ولی در مواقع بارندگی آب فراوانی دارد که در سابق وقبل از اینکه پل به روی این رودخانه ایجاد شود موجب می‌شده چندین روز عبور ومرور بین شهرستان بستک و شهرستان بندر لنگه قطع گردد، آب کوههای اطراف شهر بستک و نیز کوههای کوهیج و فاریاب هم به‌وسیله شاخه دیگری که از جلو دهی بنام گتاو می‌گذرد به این رودخانه می‌ پیوندد.

پل رودخانه مهران

پل جناح

پل جناح نام پلی است بر روی رودخانه مهران در پیوستگاه راه سراسری شهرستان بستک به شهر جناح که سپس به بیخهٔ فرامرزان وصل می‌شود.[۱]

پل ارتباطی جناح با جاده ارتباطی شهر بستک به بندر لنگه، شهر جناح را به جاده سراسری وصل کرده‌است.

پل مهران نام پلی است در بخش کوخرد شهرستان بستک در غرب استان هرمزگان ، یکی از آثارهای تاریخی و از نقاط دیدنی استان هرمزگان در جنوب ایران است. این پل به روی رودخانه مهران در نقطهٔ التقاء راه سراسری شهرستان بستک به شهرستان بندر لنگه ایجاد شده‌است. پل مهران در منطقهٔ مِهران ودر جنوب پاسگاه ژاندارمری مهران واقع شده‌است. قبل از ایجاد این پل در فصل زمستان در موقع بارندگی وطغیان رودخانه ارتباط بین شهرهای لار و بستک و بندر لنگه قطع می‌شده‌است. پل درواه ناخ مابين دو روستاى آسو و صالح‌آباد قرار دارد.

آب این رودخانه شور است و به صورت عادی زیاد نیست اما موقع بارندگی طغیان می‌کند وآبش فوق العاده زیاد وعبوراز آن ناممکن می‌شود. گاهی در اثر طغیان زیاد رودخانه قطع ارتباط بین این شهرهای مذکور از ۱۵ تا ۲۰ روز به طول می‌انجامیده‌است. اما با ایجاد این پل توسط دولت دیگه این مشکل رفع شده‌است.

منبع

  • محمدیان، کوخردی ، محمد ، (به یاد کوخرد) ، جلد دوم . چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۳ میلادی.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم دی 1388ساعت 15:6  توسط محمد محمديان | 
بیمارستان رازی کوخرد  نام بیمارستانی است در دهستان کوخرد در بخش کوخرد شهرستان بستک در غرب استان هرمزگان در جنوب ایران واقع شده‌است. این بیمارستان در رو بروی بلوار امام خمینی ، در قسمت شرقی جادهٔ اصلی و در ( مرکز بخش کوخرد) قرار دارد. «بیمارستان رازی کوخرد» با ظرفیت ۴۰ تخت ثابت تأسیس شده‌است ، و در حال حاضر ۱۰ تخت دائر دارد .

بیمارستان رازی کوخرد

معماری وامکانات

در ساخت این بیمارستان از سبک معماری جالب وزیبای بومی استفاده شده‌است. این بیمارستان دارای سرویس آمبولانس و چهار گاراژ، چهار اتاق خانوادگی برای اقامت بازدیدکنندگان بیماران، محل سکونت برای دو پزشک، مسجد، پارکینگ اسفالته و بوستان در دست احداث است دارد. در جلوی مطب پزشکان میدانگاهی فیلی سنگی که از دهانش فوارهای به بیرون می‌جهد نصب گردیده‌است. این بیمارستان از لحاظ ساختمان در منطقه بنو به خود بی نظیر است، دو شیر سنگی بزرگ در دوطرف دروازه ورودی بیمارستان قرار دارد که بر زیبائی ساختمان بیمارستان افزوده‌است.

بیمارستان رازی کوخرد

تأسیس

بیمارستان رازی کوخرد در سال ۱۳۷۵ خورشیدی تأسیس شده‌است، شامل ۴۰ تخت، که در حال حاضر باظرفیت ۱۰ تخت دائر دارد که قابل افزایش است، تخصصهای موجود در این بیمارستان عبارت‌اند از : داخلی عمومی ، کودکان ، و اورژانس است.

حاج عبدالقادر محمد عبدالقادر کوخردی

بنیادگذار بیمارستان رازی

این بیمارستان توسط خَّیرِ بزرگ حاج عبدالقادر محمد عبدالقادر کوخردی بنیادگذاری شده‌است که شامل چند واحد درمانی است که هم اکنون به فعالیت مشغول است واز بیماران بخش کوخرد و از ۳۰ روستای توابع بخش پذیرائی می‌نماید.

آزمایشگاه بیمارستان

آزمایشگاه بیمارستان رازی کوخرد به همت خیر ونیکوکار بزرگ فرزند ارشد (حاج عبدالقادر محمد عبدالقادر) بنیانگذار این صرح معماری ودرمانی بزرگ راه اندازی شده‌است. این آزمایشگاه با صرف هزینه‌ای کلان و کاملاً مجهز و به روز راه اندازی شده و در خدمت همشهریان کوخردی و کل اهالی بخش کوخرد و منطقهٔ توابع می‌باشد. در راه اندازی و تجهیز این آزمایشگاه دکتر کهن و شبکهٔ بهداشت شهرستان بستک تلاش فراوانی نموده‌اند.

بیمارستان رازی کوخرد


منبع

  • محمدیان، کوخردی، محمد ، “ «به یاد کوخرد» “، ج۲. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۳ میلادی.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم دی 1388ساعت 10:23  توسط محمد محمديان | 
آودون علی  نام آبدانی است در جنوب دهستان کوخرد ازتوابع بخش کوخرد شهرستان بستک و در غرب استان هرمزگان در جنوب ایران. این آبدان (آودون) در دهانه نرگ آودون علی واقع شده‌است. آبدان یکی از اصطلاحات جغرافی جنوب ایران است. « آبدان» در گویش کوخردی «آودون» گفته می‌شود. «آودون» برای ذخیره و افزایش آب استفاده می‌شود.

Awdon Ali.jpg

موقعیت

آودون علی در پایه کوه زیر از سمت شمال کوه واقع می‌باشد، واز سمت مغربش پشتخه مرخاو و از سمت شمالش پشتخه آودون علی واقع شده‌است. از این گونه آودونها در رشته‌کوه‌های شمال «کوه ناخ» و رشته کوه‌های جنوب کوخرد «کوه زیر» زیاد وجود دارد که بعد از باریدن باران پراز آب می‌شود، بعضی از این آبدانها در طول سال آب دارند مانند «آودون گِردُو» در نرگ بست گز. نمونه‌های از نامهای جغرافیایی در غرب استان هرمزگان که به نام «آودون» معروفند عبارت‌اند از:

آودون‌های کوه شمال

  • آودون فلکنازی.
  • آودون عتری.
  • آودون دلخه آودون.
  • آودون دره شمو.
  • آودون سیزده تاهی.
  • آودون تنگیرد.
  • آودون گری چپان.
  • آودون زخر.

آودون‌های کوه جنوب

  • آودون غوچو .
  • آودون پرِرچرچو.
  • آودون کنخور
  • آودون باصیر
  • آودون چابه.
  • آودون باپیر.
  • آودون سراپرده.
  • آودون گِردُو.
  • آودون کنار.
  • آودون گری امبرو.
  • آودون علی.
  • آودون ایچخ.
  • آودون چی.
  • آودون بوتِنُه.
  • آودون چاه ملک.
  • آودون چَکُو.
  • آودون چَکِه ِشرُه.
  • آودون مؤه نِر.
  • آودون مِلا.
  • آودون فاتو.

 

منابع

  • محمدیان، كوخردى ، محمد ، « شهرستان بستک و بخش کوخرد » ، ج1. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۵ میلادی.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم دی 1388ساعت 9:48  توسط محمد محمديان | 
كور أرمنى  نام درختی بومی ، تاریخی، وکهنسال است در روستای کوخرد مرکز (بخش کوخرد) در شهرستان بستک در غرب استان هرمزگان در جنوب ایران.

كور أرمنى
  • کُوِر یا کَهور درختی است کهن سال به ارتفاع قریب به ۱۰ متر و گاه ارتفاعش تا بیست متر نیز رسیده‌است. در بعضی از مناطق صحرایی، شاید بیش از هزار سال عمر کند. شاخه‌های این درخت سفید کمی مایل به خاکستری است.
  • درخت کهور در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری ایران، هند، استرالیا، آمریکای لاتین، آفریقای جنوبی و در صحرای سوزان امارات متحده عربی می‌روید و توانایی تحمل سخت شرایط آب و هوایی را داشته و در شرایط دشوار کم آبی، با درصد شوری زمین در حد آب دریا نیز رشد می‌یابد و با کمترین توجه، بیشترین سایه را در شرایط اقلیمی گرمسیری فراهم می‌آورد. شاخه‌های کج ومعوج و عدم ریزش انبوه برگ آن در زمستان در سرزمین‌های گرمسیری، آن را درخت انتخابی شهری این اقلیم‌ها معرفی نموده‌است.


  • سرزمین کوخرد که در زمان زرتشتی بنام «شهرسیبه» معروف بوده‌است، تاریخش به قبل از اسلام بر می‌گردد،

و سرزمینی آباد و پر رونق بوده‌است. سرزمینی که مسکن قومی بزرگ مانند قوم «سیبه» بوده‌است بی شک آنقدر بزرگ وانبوه وپرجمعیت بوده که نه تنها مردم دردامنهٔ ارتفاعات کوهستانی و دشتهای معتدل شمالی و جنوبی آن زندگی می‌کرده‌اند، بلکه جبر طبیعت و مقتضیات جغرافیائی آنهارا به نقات مختلف و اطراف «شهرسیبه» پراکنده ساخته ودر کوه ودشت وبیابان و دره وصحرا وبر فراز کوه‌های بلند زندگانی می‌نموده‌اند. روایت است که مردم «شهرسیبه» گبر، زرتشتی، و ارمنی بوده‌اند. البته آثار زیادی از آنها تا به حال در گوشه وكنار كوخرد برجای مانده‌است.  

در زیر ده جنوب دهستان فعلی کوخرد یک درخت کُور بزرگ وجود دارد که به « كور أرمنى  Kover e Armani» پیش مردم کوخرد معروف است.



کُوِر أَرمَنی جـاتِن زیـر دِه

 

هرکه کوخردین حَتماً تُو أُشدِدهِ

همه مون باخبَرُم مُر تیـتِرش

 

وأَفَهمُم کـه تـو خیلی سِنّ أُتِه


تو میراث زمون ارمنی اِش

 

الحمدالله که هَنوزا باقی اِش

مـومَوی کـه مُـگَـه تـو سَوزبش وشـاد

 

مَحضی کـه مَظهَر آزادگی اِش


چه خبر از همسادَت گز پرو؟

 

گـر وداع اُتکِرده شَمره هم بگو؟

حـالا کــه بـی بَـرگِن و هشک وابُـده

 

چَش بُکو چَنتا شـه لـی اِن پُرونو؟


وخته تیفون أُشِشکه تینالِ تو

 

مِسّه بلکه بَد بُده احوالِ تـو

مـو اَفَهمِم نَبُدهِ مُر ظُلم باد

 

بلکه یک چی بُده در خیالِ تو


تـو تَوی بُده درآن سرموی سرد

 

گَرم بُکُند خُونخِه خُوش از برون وبَرد

باکچی خَجَه که از تو اُش بُلِده

 

مِـنِـه کــه فـقـیـرن ودِلُـش و درد


وَخـتـه بـِـچیا شُونکه بازنََکو

 

زِره سایَت باِزنِ چَش بـِنَکُو

کیف تَکه از بازنِ مِه بچخونه؟

 

وَخته که شُنَ پَل َدا پَلکُو؟


از خدا مَوی که مُوگَه وامُونِش

 

تو خزان تِه عُمرُت هِزگَه نَبنِش

سـالِ هُشک وبی بهار نَهات دِگَه

 

سال واَیوم خَش مُـوگَه بـِبـنِش

 

 

 

 

 

  • نقل شده از کتاب:(کوخرد سرزمین شاعران)
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 10:36  توسط محمد محمديان | 
باغِ زَرد نام منطقه‌ای زراعتی در بخش کوخرد شهرستان بستک در غرب استان هرمزگان در جنوب ایران واقع شده‌است.

حراثة في باغ زرد
  • شاعر بزرگ كوخرد حاج عبدالواحد راستی می‌گوید:
باغ زرد است باجمال با کمال سد تاریخش بود چندین سال
جای آسایش بود در کل حال

مثـل بـلبـل در نـواخـان آمــده

 


محدوده باغِ زَرد

از شمال رودخانه مهران، از جنوب تنب جلالی و سد بز، از مغرب جابر و پشتخه جابر، واز سمت مشرق به پشتخه مدی آباد و مزاجان محدود می‌گردد.

خزان باغ زرد

باغ زرد در دشت جنوبی در بادیه کوخرد و در شمال رودخانه مهران و در زیر تنب جلالی و در شمال سد بز واقع است. نخلستان على شاهى از سمت شمال رودخانه مهران قرار دارد. در زمان بسیار قدیم این منطقه آباد بوده و نخلستان‌های وسیعی داشته که از آب سد بز آبیاری می‌شده‌است. ولی بعلت شکسته شدن سَد بُز درسال ۱۳۰۱ هحری قمری تقریباً تمام نخلها می‌میرند وقمست کمی از نخلهای باغ زرد باقی مانده‌است. آثار این سد تاریخی در جنوب باغ زرد و در مشرق تنب جلالی باقی مانده‌است و از روزگاران دیرین شاهد رونق وآبادانی این منطقه کشاورزی بوده‌است.

برکه باغزرد.jpg

حاجی جعفر گَپ و سد باغ زرد

حاجی جعفر گَپ، این سد را بنیاد نهاده بودند درسال ۱۱۰۰ هجری قمری و به‌وسیله آن آب دره بست گز به سوی نخلهای باغ زرد برده بودند، این سد از سنگ و ساروج ساخته شده‌است. مردم باغ زرد در زمان قدیم دیواری از سنگ و ساروج در درواه باغ زرد ساخته بودند که آب سَدبُز از آن عبور می‌دادند به سوی نخلها، در این دیوار دهانه‌هایی ایجاد کرده بودند که آن را «چَشک» می‌نامیدند، در موسم باریدن باران آب سدبز پشت این چشک به انبار می‌زدند و وقتی که آب از گِل‌ولای و شل کاملاً تصفیه می‌شد آن وقت دهانه‌های چشک بترتیب یکی بعد از دیگری باز می‌کردند وآب تصفیه شده به نخلها و بوستان‌ها می‌دادند، آثار این چشک که به (چَشکَ سَدبُز) معروف است هنوز در باغ زرد باقی مانده‌است. و این نیز یکی از آثارهای باستانی کوخرد به شمار می‌آید.

باغ زرد ـ شُومِز (شُخم)

گفتاره‌است که همیشه دو جفت گاو نر برای شُومِز (شُخم) آماده بسته بودند، یک جفت از این گاوها تعلق داشته بوده به قبیله آل جعفر و جفت دیگر تعلق داشته بوده به قبیله آل دَهباشی، و درسال دوبار شخم (شومز) به نخلهای شان می‌زدند، یک بار در فصل زمستان، و یک بار در فصل تابستان، وقتی که طوفان زیاد می‌آمد و گرد (شاخه) نخلها می‌شکست بعد از طوفان می‌رفتند و گردهای شکسته شده باطناب می‌بستند به گردهای دیگر که نیفتد تا اینکه آن گردهای شکسته شده در بالای نخل خشک شود، مردم کوخرد اینجوری نخلهای شان دوست داشتند واز آنها حفاظت می‌کردند، می‌گویند در زمان آبادانی سد بز این قدر نخلهای باغ زرد ثمر می‌دادند که تمام بندهای نخلستان باغ زرد از رطب زردی می‌زده و سراسر منطقه باغ زرد از رنگ رطب زرد بوده، بدین جهت این منطقه «باغ زرد» نامیده شده‌است.

باغ زرد

سروده‌ای درباره باغ زرد

  • در این مورد شاعر چنین می‌سراید:
  • باغ زرد
حاجی جعفر سبز باشد یاد وی آنکه بنمود سَد بُز آباد وی
آنکه آب از کوه کشانید سوی خاک نوح کشتیبان ز طوفانش چه باک
ساخت سدی محکم از سنگ حجر آب رسانید سوی نخلها ومقر
آبهایش پاک تر از نور شفق چونکه می‌دادند عبورش از چَشکَ
از بیابانی برویاند نخلها دهنه زد بر بست گز پر آبها
باغ زرد رنگین، رنگین از رطب نخلهای خوب و عّزِ الطّلب
تاکه شد او مظهر کل جهان نخلهای پر ثمر در وی عیان
باغ زرد درصد جهان بس جا نمود تا جهانی را در او پیدا نمود
دست او چون دست پر بار بهار رویشی بنمود فی اللیل والنهار
بست گز بنگر و باز کوه خآب درهاش لبریز هستند ز آب
در کنار چشمه کوه‌ها نشین سایه‌های سِدر و طوبی را ببین
ساقیان بزم و رهزنهای دل حسنشان جاوید وماه از آن خَجلِ
ساحل مُرجانی و سَدهای آب عکس مَه‌رویان در آبها چون سراب
قصه سد را ونخلهای جنوب محمديان ختم داد در وقت غروب
 
 
خير

منبع

  • محمدیان، کوخردی، محمد ، “ «به یاد کوخرد» “، ج2. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۳ میلادی.
  • شعر از:كتاب (کوخرد سرزمین شاعران)
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1388ساعت 7:28  توسط محمد محمديان | 
سد بُز  نام سدی است تاریخی در جنوب شرقی کوخرد و در مشرق تنب جلالی ، از توابع بخش کوخرد شهرستان بستک در غرب استان هرمزگان، ویکی از آثارهای تاریخی و از نقاط دیدنی استان هرمزگان در جنوب ایران به شمار مى آيد. این سد در شمال کوه خآب و در جنوب رودخانه مهران واقع می‌باشد.آب این سد به سوی نخلستان‌های باغ زرد  و مزاجان و بک احمد و بشکرو و جابر لوز می‌رسیده است. در زمان آبادانی سد این مناطق را آبیاری می‌نموده‌است. از این سد آثاری در دهانه دره بست گز باقی مانده‌است. در زمانى بسیار دور منطقه أی آباد وپر رونق بوده است، و نخلستان‌های گسترده أى داشته بوده است، که از آب این سد آبیاری می‌شده‌است. ولی بعلت شکسته شدن سَد بُز درسال ۱۳۰۱ هحری قمری تقریباً تمام نخلها می‌میرند وقمست کمی از نخلهای باغ زرد باقی مى ماند.

SADE BOZ10.jpg

تاریخ سد بز

شاعر راستی می‌گوید:

باغ زرد است باجمال با کمال سد تاریخش بود چندین سال
جای آسایش بود در کل حال مثـل بـلبـل در نـواخـان آمــده


تاریخ بنیادگذاری این سد به قرن یازدهم هجری بر می‌گردد، دقیقاً در سال ۱۱۰۰ هجری قمری توسط حاجی جعفر گَپ ساخته شده‌است، و در حدود ۲۰۱ سال از آن بهره برداری شده‌است و نخلستان‌ها ومناطق گسترده‌ای از زمین‌های پشت رودخانه را آبیاری می‌کرده است، تا اینکه در سال ۱۳۰۱ هجری قمری و در اثر هجرت مالکان سد به سوی شارقه (شارجه) وبعلت تعمیر نشدن سد و در اثر بارش باران زیاد و سیل شدید، سد شکست و منهدم شد وکاملاً ازحیز انتفاع افتاد.

SADE BOOZ.JPG

آثار سد بز

آثار این سد عظیم در ۵۰۰ متری جنوب باغ زرد و در دهانه دره بست گز و از طرف مشرق تنب جلالی میل به جنوب باقی مانده‌است. با شکسته شدن سد بز مردم کوخرد تمام نخلستانها وباغ وبستانهایشان را از دست دادند. آثار این سد بزرگ حکایت از قدیمی بودند کوخرد دارد، ویکی ازآثارهای مهم و تاریخی کوخرد به شمار می‌آید. همچنین آثار کانالی (جدول) که آب سد بز به سوی نخلها هدایت می‌کرده هنوز در پشتخه باغ زرد باقی مانده‌است، همچنین آثار آب بشهایی که از سنگ و ساروج در درواه ایجاد کرده بودند که به‌وسیله آن آب سد تقسیم بندی شده و به سوی نخلهان و زمینهای کشاورزی هدایت شده باقی مانده‌است.

جشک سد بز

آبخیز سد بز

آبخیز این سد عظیم از مناطق گستردهٔ تشکیل می‌یافته، ابتداء ازبون کوه زیر، و سرگرد نرگ‌های جنوب، نرگ بست گز، نرگ او شیرینو، نرگ مرخاو، نرگ دیوونی، نرگ أودون علی، نرگ گُل مُودُونُو، نرگ گری پان، وگری‌های کوه جنوب تماماً ابتداء از گری امبرو، گری مَد یوسفی، گری مَد عبدالرحیمی و تمام دره‌های بلند وکوتاه اطراف تماماً به دره بست گز می‌ریزد و در سد بز سرازیر می‌شود، ودریاچه‌ای زیبا و با طراوت به وجود می‌آورد، ولُدخهِ‌هایی که از کوه‌هایی که در اطراف این سد بزرگ وجود دارد، به‌وسیله کوهستانها و نواحی به ارتفاع ۸۴۰۰ پا احاطه شده ومنطقه وسیعی در برگرفته‌است، آب این مناطق کوهستانها تماماً به سد بز ریخته می‌شده و سپس به سوی نخلستانها می‌رفته، اما بعد از شکسته شدن سد بز این آبها به رودخانه مهران ریخته می‌شده‌است. در سال گذشته سد جدیدی در وسط این دره که آثار سد بز قرار دارد ساخته شده‌است که بعد از آن جلو این همه آب می‌گیردو آب در پشت آن ذخیره می‌شود.

وجه تسمیه سد بز

همانطور که قبلا اشاره کردیم بنیادگذار این سد عظیم حاجی جعفر گَپ، می‌باشند، حاجی جعفر یکی از بزرگ‌ترین ملاک بُز وگوسفند در آن دوران بودند، گله بزرگش سرتاسر چراگاه پشتخه باغ زرد و جابر ومزاجان تا رسیده به پشتخه ترارو در بر گرفته بود، وقتی که گله از باغ زرد حرکت می‌کرد تمام پا چُک‌های «کوه زیر» در برمی گرفت، گله‌ای بسیار بزرگی بود در صبح که چوپانها گله را حرکت می‌دادند و وقتی که دنباله گله در باغ زرد بود، آغازهٔ گله به دشت ترارو رسیده بود و در آن چراگاه پهناور چرا می‌کردند، حاجی جعفر همیشه در فکر آب دره بست گز بود که به رودخانه می‌ریخت و همانطور بی فایده آن همه آب به هدر می‌رفت، مخصوصاً وقتی که می‌رفت بالای تنب جلالی وآن دره بزرگ وآن همه آب که در دره در جریان بود نظاره می‌کرد بیشتر در فکر نخلها و آب آنها می‌افتاد، تا اینکه فکرش برآن شد که باید در دهانه آن دره بزرگ دیواری ایجاد شود که آب به سوی نخلها هدایت کند، اینجا بود که تصمیم گرفت نصف گله بز گوسفندش بفروشد و با قیمت آنها سدی بسازد وآب به سوی نخلهای باغ زرد ببرد، بعد از فروختن نصف گله بز و گوسفندها شروع به کار کردند و سد بزرگی بنیان نهادند، وبعد از اتمام سد، نامش گذاشتند «سد بز» که تا امروز این سد به همین نام (سَد بُز) معروف است واین نام به یادگار مانده‌است وآثارش باقی مانده‌است.

حمایت از گله

حاجی جعفر برای حفاظت وحمایت از گله بزرگش شش رمه‌بان و چهار سگ نگهبان داشت که برای حراست از گله بزرگش گماشته بودند، در هنگام چرا کردن گله این سگها جسورانه از گله نگهداری می‌کردند، چون در آن زمان در منطقه گرگ زیاد بود و خیلی اتفاق افتاده بود که صبح زود گرگ به گله زده بود. ودر یک چشم به هم زدن چند گوسفند را دریده بود، بنا براین حاجی جعفر این سگهای آموزش دیده را برای حراست از گوسفندان گماشته بودند. البته این سگهای هر یک نام خاصی داشتند که حاجی جعفر آنهارا صدا می‌زد، نام سگها از این قرار بود: زَمبُر، لاسی، چارچش، و پلنگ. در هنگام حرکت گله، سگ بزرگ گله که نامش «زَمبُر» بود در جلو گله حرکت می‌کرد، ولاسی طرف راست گله و چارچش طرف چپ کله، اما پلنگ در پس گله حرکت می‌کردند.

شعر سد بز

  • شعر سَد بُز از سراینده شاعر محلی:

همان سدی که گویند مال بزهاست حقیقت بشنو از من اَکنم آغاز
شروع سد بز کرد جعفر گپ که در تاریخ بودی الف و یک صد
همان جعفر که داشت بزهای بسیار فروخت نصفش شروع و دست برکار
بز و میش زیادی در همان روز فروخت و خرج سد کرد آن دل‌افروز
بساخت سدی محکم از سنگ و ساروج که آثارش هنوزا هست امروز
بکرد تکمیل آن سد جعفر گپ که آب جاری کند از شرق و از غرب
به حکم کردگار حی داور پس از تکمیل سد گشتند میسر
مزاجان وبک احمد و شرق جابر زمدی آباد و بشکرو هم شامل
دگر هم باغ زرد و نخلهای اجداد که از فضل خدا گشتند سیراب
در ایام برون از آب آن سد تمام بندها شان پر ز رحمت
که در سال هزار و سیصد و یک ولی افسوس که سیل آن سد بشکست
پس از فوت مرحوم جعفر گپ کسی قادر نبود تعمیر کند سد
هنوز ویران خرده تِکه تِکه که آن سد عظیم سیلاب برده

منبع

  • محمدیان، کوخردی، محمد ، “ «به یاد کوخرد» “، ج2. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۳ میلادی.
  • محمدیان، کوخردی، محمد. (وصف کوخرد) ج۱. چاپ دوم، دبی: سال انتشار 1998 میلادی.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم دی 1388ساعت 22:29  توسط محمد محمديان | 
گز پرو نام درختی تاریخی در منطقهٔ کوخرد واقع در بخش کوخرد شهرستان بستک در غرب استان هرمزگان در جنوب ایران. بود..  گـََز یا گِز درختی است کهنسال، این درخت به علت رسیدن ریشه‌اش به آب سطحی زمین عمر طولانی می‌آورد، گویند که در بعضی مناطق گرمسیر بیش از هزار سال عمر کرده‌است. غالباً بیشترین ارتفاع این درخت به ۱۰ تا ۱۵ متر می‌رسد. درخت گز از خانوادهٔ Tamarix است و در نقاط مختلفی از دنیا از جمله ایران می‌روید.

گز پرو


گز پرو   gez e peroo مشهورترین و کهنسال ترین درخت در دهستان کوخرد بود که بارها کشاورزان دیم کار و عابرانی که به سوی پشت رودخانه مهران به جابر، باغ زرد ، موه مهمد، کل کادی و موه‌شیخیا و ... می‌رفتند و یا از آنجا بر می‌گشتند، در سایهٔ آن خستگی راه را از تن خود به در می‌کردند. این درخت بارها و بارها سایبانی بوده برای کشاورزانی که در اطرافش جو و گندم درو می‌کردند و برای صرف غذا سفرهٔ خویش را در سایهٔ آن پهن می‌کردند. تا جایی که اهالی به یاد دارند، هنگامی که عابران گرفتار باد و باران شدید می‌شدند، تنهٔ تو خالی گز پرو سر پناهی بود که کودکان معصومی را از گزند باد و باران دور نگه می‌داشت و اکنون همان کودکان دیروز که سالیانی از عمر خویش را سپری کرده‌اند، به دیدار این درخت نقش بر زمین شده می‌آیند و خاطرات آن روزها را برای جوانان امروز تعریف می‌کنند و برای آن افسوس می‌خورند.

گز پرو خدا حافظى كرد

گز پرو  که بیش از یک سال بود كه  خشکیده بود، همچنان استوار و پا بر جا در زمین مانده بود تا نشانه‌ای از قدمت و دیرینگی این سر زمین باشد. اکنون که کوخرد در حال پیشرفت و ترقی است و بارش‌های فراوان باعث سرسبزی و آبادانی این بخش تاریخی شده‌است، خاک نمناک و مرطوب اطراف گز بی وفایی کرد و نتوانست آن را سر پا نگه دارد. دوشنبه پنجم بهمن ماه سال یکهزار و سیصد و هشتاد و سه گز پرو  نقش بر زمین شد.


  • آقای عبدالخالق فرخزاد شاعر خوش ذوق کوخرد نیز در زمان سر سبزی گز پرو ، شعری به زبان محلی کوخردی در موردش سروده‌است که در اینجا می‌خوانیم:

گز پرو 

یادگاریش از زمان‌های کهن

 

ای گِزِ پرو بگو با مو سخن

استوارش سربلند و ماندگار

 

تا که دنیا هِن تو هم بِش پایدار

تو بگو با مو ، خوت اَدور اُندِسِش

 

یا که تَی اُندِه و اشْ شُنوسِسِش؟

تو زَمونِ کوچکی خوت تَیاد؟

 

آن هوای گرم و بادِ تَشباد؟

گَپ بِزِن از روزی ی فصلِ بهار

 

از جَوونی خو و آن روزگار

از نهیبِ وزشِ بادِ شَمال

 

یک کمی هم در اِبارَهٔ بِنال

چند نمونه مُرْوْ، لِه تینالُت بگو

 

از کِیَتْ تا دِلَکو و بُلبلو

پرورش اُتْ دَدِه لِ سینهٔ خو

 

راست بگو از دلِ بی کینهٔ خو

وقتِ بِچْ شونْ پَلخار بی خوشحال بُدِش؟

 

از غم و غصه شْ بگو آزاد بُدِش؟

وقتِ که آن مَرد شاخَت اُشْ بلی

 

تو ز ظلمش بگو فریاد اُتْ کشی؟

نا خودآگاه حرفِ بَد اُند بر لبت؟

 

پُر زِ فحش و ناسزا هم بی کَپُت؟

نه، اَ فهمِم که اُتِن طاقتِ درد

 

طاقت هوای گرم و بادِ سرد

پس تحمل اُتکردِه اَرّه و داس

 

وقتِ درد اُندِه خدا اُتکِردِه سپاس

هر چه تیغ و داس و تیشه از تو دور

 

قبر آن که تو اُشْ شُنوس بیت پرِ نور

منبع

  • محمدیان، کوخری، محمد. (کوخرد سرزمین شاعران) ج۱. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۵ میلادی.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    «با تاریخ دیار کوخرد و منطقهٔ باستانی بخش کوخرد بیشتر آشنا شوید»
     

    SHERENO.35.jpgMohMad.1.jpgBeyad.2.jpgSHERENO.37.jpg

    Ketab sarzamin shaeran.jpgR.ARU.15.jpg

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 11:59  توسط محمد محمديان | 
لمبیر ملکی  باتلاقی است در جنوب دهستان کوخرد در بخش کوخرد شهرستان بستک در غرب استان هرمزگان در جنوب ایران واقع شده‌است.

  • محدوده لمبیر

محدوده لمبیر ملکی از سمت مغرب دره سه چکی و پر سنگلاخی و آودون غوچو، از سمت مشرق دره بست گز و کم اشتری، از سمت جنوب پر حیدری و پرِرچرچو، و از سمت شمال به دوکل کلاغ و دیوار سد جابر منتهی می‌شود.

  • لمبیر

به گویش کوخِردی «لمبیر» به معنی تالاب است. از دهستان کوخرد ۱۰ کیلومتر از طریق راه مالرو به سمت جنوب می رویم به « تالاب » « لمبیر ملکى » می رسیم، ادامه این مسیر از کنار تالاب به پرِرچرچو منتهی می‌شود، تالاب لمبیر ملکى در ناحیه اى از نظر جغرافیایی در منطقه وسیع مسطح و یکی از با ارزش ترین و در خشک ترین منطقه و با گونه های نادر گیاهی و جانوری خاص خود، چون گوهری در کوه جنوب می درخشد واز نظر عملی برای محققین زیست محیطی حائز اهمیت فراوان است. همچنین دو روخانهٔ فصلی به نام هاى « درواه سه چکى » و درواه « پشتخه باپیر » به تالاب می ریزد . داستانهای فراوانی در منطقه از قدیم الزمان از تالاب « لمبیر ملکى » بین کهن سالان واگفت مى شده است، از جمله بلعیده شدن انسان در منطقه، این درحالی است که وسعت منطقه و وجود نیزارهای فراوان باعث می شده که مردم غیر بومی در منطقه دچار سردرگمی شوند و راه را گم کنند. حداکثر عمق لمبیر ملکى 2 متر در مواقع پرآبی و حداقل 100 سانتی متر است. تالاب در مرکز خود چالهایی دارد که گودترین قسمت آن با وجود خشک سالی ها، بدون آب نمانده است .

زیبایى لمبیر ملکى

مشاهده آب در وسط تالاب به خصوص انعکاس اشعه های طلای خورشید، خیره کننده، دیدنی، و لذت بخش است. واقعا « لمبیر ملکى » دیدنی و بی نظیر است و چشمها را خیره می کند، شبهایش در فصول مختلف، ستاره های پرفروغش و شهابهای پر سرعت، آن محیط را به سرزمین افسانه ها بدل کرده است .

سکوت عمیق و سنگین تالاب که تنها وزش باد آن سکوت سنگین را می شکند، آنجا را وهم انگیزتر می کند، هر چند در میان باد گرم شورستان با دمای بیش از 45درجه سانتیگراد در تابستان واقع شده است، اما در آخرین روزهای پائیزی، سرد اما قابل تحمل است، آسمانی بلند و فروزنده، اقلیمی متفاوت که خود سبب پایندگی و تاب آوردن انسان این دیار بوده است،آن هیبت، صلابت، عبوسی و خشکی کوه رویارویی با باتلاق، در هم میشکند و تعدیل می‌شود .

هر چند که این تالاب در میان باد گرم شورستان با دمای بیش از ۴۵ درجه سانتیگراد در تابستان واقع شده‌است، اما در آخرین روزهای پائیزی، سرد اما قابل تحمل است. در مجموعه‌ای محدود همه گونه‌های طبیعی یافت می‌شود و از تنوع توپوگرافی قابل ملاحظه‌ای برخوردار است : کوه، رودخانه، جلگه، پوشش گیاهی، تپه‌های شنی و تالاب. بازتاب پرتو آفتاب توسط آب سطح تالاب، معمولاً چشم‌اندازهای زیبایی بوجود می‌آورد.

  • گونه‌های جانوری در لمبیر ملکی

مرغابی، فلامینگو، غاز خاکستری، قُمری، کراشکین، کبک، قورباغه تالابی، انواع مارمولک، آهو ،هزاران پرنده مهاجر این منطقه را برای کوچ زمستانی و آسایش بر می‌انگیزد، پرندگان مختلف آبی در طول موسم سال در تالاب زندگی می‌کنند، مانند مرغ غواص، بط (مرغابی) ، نورس که به گویش محلی آن را (طیوطیوک) می‌نامند به اعداد زیادی در کنار تالاب دیده می‌ شوند، مخصوصا در فصل زمستان وپائیز ودر کنار وگوشه تالاب ودر سوراخ وشکاف کوهای اطراف تالاب لانه می‌سازند در مواسم جفتگیری وتخم گذاری، همچنین در مواسم مختلف سال پرندگان مهاجر نیز در منطقه تالاب لمبیر ملکی به اعداد بزرگی دیده می‌شوند. در این مواسم منطقهٔ لمبیر سرشار از آواز وهیاهوی مرغان خوش الحان است، مخصوصا قمری و فاخته که أوازی خوش ودلنشین دارند. گاه وقتی نیز اردک‌ها وغازها که عمده ترین پرندگان شکاری آبی هستند بطور اسراب در اطراف لمبیر ملکی و سد بست گز دیده می‌شوند. پرندگان مختلف کوهستانی در اطراف وروی شاخه‌های درختان دور ونزدیک تالاب لانه می‌سازند.

در گوشه غربی لمبیر ملکی زمین جوکار است که کوخردیها در آن جو و گندم می‌کارند، همچنین روی تپه ای از سمت مغرب خیرین آب انباری برکه ای ساخته‌اند.

  • لانه‌های روباه در لمبیر ملکی

در مناطق کویری و باتلاقی می‌توان روباه‌های شنی را به فراوانی مشاهده کرد. دلیل آن، وجود شرایط زیست محیطی مناسب در منطقه برای آنهاست. شرایطی مانند آب و هوای مناسب و گرمسیری، دارا بودن دشت‌ها، شنزارها برای استتار و پوشش مناسب، و وجود شکارها و غذاهای فراوان، از مهم‌ترین اینها وجود آب در منطقه. در لمبیر ملکی و بویژه در دوران گذشته از این نوع روباهها زیاد یافت می‌شد، در تپه‌های اطراف لمبیر هنوز آثار لانه‌های آنها به چشم می‌خورد، امروزه در اثر صید بی‌رویه این جانور زیبا تقریباً نسلش در این ناحیه نابوده شده‌است و خیلی کمیاب شده‌است. اما خرگوش با وجود اینکه در معرض صید زیاد قرار گرفته‌است هنوز یافت می‌شود.

منبع

  • محمدیان، کوخردی، محمد. به یاد کوخرد ج۲. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۳ میلادی.
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 14:19  توسط محمد محمديان | 

کشاورزی در کوخرد هرمزگان

در دهستان کوخرد در بخش کوخرد شهرستان بستک در غرب استان هرمزگان در جنوب ایران، از دیرباز مردم گندم و جو می‌کاشته اند، در آغاز هرسال تمام دشتهای كوخرد و روستاهای اطراف در زمين‌های جوكار جنب وجوشی خواصی برپا بود ومردم منطقه برای كاشت جو و گندم در صبح زود رهسپار اين دشتها می‌شدند.

KHARMAN 6.jpg

خشک‌کار و تل کار

عادتاً این جو یا گندم قبل از باریدن باران موسمی می‌کاشتند، بنا براین به آن می‌گفتند خشک‌کار یعنی قبل از باریدن باران و در زمین خشک کاشته شده، همچنین همین کار که پس از باریدن باران انجام می‌دادند به آن می‌گفتند ((تل کار)) یعنی پس از باریدن باران وبعد اینکه زمین «تل» شده جو و گندم کاشته اند، و " تل " به لهجهٔ محلی یعنی ((خیس)) زمینی که بعد از باران با آب باران خیس شده است. جو یا گندم   ویا هردانه‌ای  که در چنین زمینی می‌کاشتند «تل کار» گویند.

KHARMAN 1.jpg

چه به صورت خشک کار و چه تَل کار، در پائیز و در پایان فصل گرما و در اول " مهیون تیر " که در کوخرد اول زمستان شروع می‌شود، مردم جو و گندم خُشک کار می‌کنند.

كاشت وبرداشت

سالهای پیش یعنی سی تا چهل سال پیش کاشت گندم و جو به وسیله ألاغ و گاو انجام می‌گرفت، به وسیله گاو و الاغ نیز خرمنها را خرد می‌کردند، بعد از دِرُو کردن و جمع کردن خوشه‌ها در مکان مسطحی که آن را  «جاخرمن» می‌نامند می‌برند که بعداً با گاو یا الاغ بروی آن خوشه‌ها که خرمن می‌نامند می‌برند و بطور دایره مانندی می‌چرخانند تا اینکه آن خوشه‌ها خرد شود وبعداً آن را به وسیله ابزاری که آن را " اَوسِن " نام دارد به باد می‌ دهند ودانه از کاه جدا می‌گردد.

KHARMAN 3.jpg

بُنُه

برای حمل خوشه‌های جو و گندم درو شده و نقل آن به جاخرمن از شبکهٔ بزرگی که به لهجه محلی آن را بُونُه می‌گویند، استفاده می‌کردند بطوریکه روی کمر الاغ قرار می‌دادند و به جاخرمن می‌رساندند. گندم‌ها بادقت بُتَه بُتَه درو می‌کردند، کاشت و برداشت آنروزه گرچه پُرزحمت بود ولی بیش از چند برابر حالا بود که با تراکتور کشت می‌شود، کشت آنروزها با ویژه خاصی بر گزار می‌شد ولذت دیگری داشت برای کشاورزان وهمچنین افراد منطقه، امروزها براحتی کشت وبرداشت می‌شود، بطوریکه با تراکتور کشت می‌شود و با کمبا جمع می‌گردد، ولی رونق پیشین را ندارد. هرکس هرمـقدار بخواهد کشت می‌نماید، کارش هم تاحدی است که در بارندگی مواظبت نماید آب روی زمین تبار می‌شود اگر به موقع باران ببارد یعنی آذر ماه یک باران، دی ماه یک باران و بهمن ماه یک باران وچه بهتر اسفند ماه هم یک باران دیگر ببارد سال وایام خوبی خواهد بود و محصول وفیری بدست خواهد آمد.

كاشت جو و گندم در دوران قديم

در زمان‌های قدیم تمام مناطق کوخرد جو و گندم کاشته می‌شده، آثار بجا مانده نشان دهنده فعالیتی بی نظیر بوده و مردم کوخرد در امور کشاورزی مخصوصاً کاشت جو و گندم فعالیت چشم گیری داشته‌اند و تمام زمین‌های دشت پاراو و حتی زمین‌های که در کوه واقع شده‌است نیز زیر کشت قرار داده شده‌است و تمام پشتخه‌ها ی واقع در کوه مانند: پشتخه باپیر ، پشتخه مد کمدین ، پشتخه بست گز، پشتخه او شیرینو،، پشتخه پاراو ، پشتخه چتی ، پشتخه مرخاو ، پشتخه دیوونی ، پشتخه چُک تونه مصلی  ، وحتی در بون کوه مانند: پشتخه شاه حسینی و پشتخه کنار ودیگر پشتخه‌های موجود در بون کوه زیر کشت می‌بردند، وهمچنین در گری‌ها مانند: گری مد یوسفی و گری مد عبدالرحیمی و در لاورها مانند: مانند لاور کالون و لاور مد اودلی و تمام خور وخَرَها کوهستانی جو و گندم کاشته می‌شده‌است.

در تمام مناطق ذکر شده آثار لنِگار (گاو آهن) هنوز و بعد از مرور این سالیان دور باقی مانده است ونشان می‌دهد که مردم کوخرد در تمام این پشتخه‌ها جو و گندم می‌کاشته اند، اما حالا دیگر مردم حوصله این کار پر زحمت ندارند وتمام این پشتخه‌ها متروک ومهجور ماند است، فقط آثار ی از شخم لنِگار آن زمان دور در این پشتخه‌ها باقی مانده است که نشانی از فعالیتهایی کشاورزی و مردان زحمت کش آن دوران در کوخرد و روستاهای توابع برجای مانده است.

درو کندم.JPG

قيمت غذائی جو

جو از قیمت غذائی خاصی بر خوردار است، ولاکن بعلت نقص در ماده " الجلوتین " خودش به تنهایی برای ساخت نان مناسب نیست، مگر آنکه با گندم مخلوط شود، گویند بهتر است سه چیز باهم مکس شود و به آرد تبدیل شود: جو، و گندم، و ذُرَه، یک ثلث آن جو و ثلث دیگر گندم و ثلث سوم ذُرَه باشد. آنگه به آرد تبدیل شود مناسب تر است برای ساخت نان، در زمان قدیم خوراکی‌های زیادی از جو می‌ساختند مانند: سوپ و غیره، یک نوعی از این سوپ‌های در زمان قدیم عربها می‌ساختند که آن را: " التلیین " یا (التلیینه) نام داشت و آن خیلی مفید و سودمند بود مخصوصا برای کسانی که بیماری شکم داشتند. در کوخرد مردم جو و گندم می‌کاشتند و بعد خرُد کردن خرمنها و جمع دانه‌های جو و گندم، زن‌ها دانه‌های جمع شده به وسیله آسیاب (آش) آن را به آرد تبدیل می‌کردند برای ساخت نان و از دست رنج خودشان نان تهیه می‌کردند، اما حالا مردم این کار پر زحمت را رها کرده‌اند وآرد آماده و بیشتر اوقات نان آماده از نانوائی خرید می‌کنند. اما هنوز جو و گندم می‌کارند در موسم کشت وکار، در ابتدای هرموسم جُنب وُجُوش زیادی در دشت‌ها و زمین‌های کشاورزی دیده می‌شود و مردم برای کشت جو و گندم خودشان آماده می‌کنند.

  • چنانکه شاعر محلی می‌گوید:

از رحمت پَروردگار این نعمت پُر افتخار
واجب بتون بش شکر گذار هردم بگو لیل و نهار
رحمت کند برما نثار این مهیونه فصل بهار


بَرون شُروُع اُشکهِ فُر فُروُ از تِکهِ دِه تا بون کوه
تِکهِ لَمبیر و پَس رُو صحرا اَچِن گُروُه گُروُه


باز زارعین پُر خُروُش صحرا اَچِن لنِگار بَدوش
دنیا چو باغ دِلگُشاء به به که چندین با صفاء


  • لنِگار (گاو آهن) آلتی آهنین که طرف اول آن را بگردن الاغ یا گاو می‌بندند وقسمت اصلی آن به‌دنبال حیوان روی زمین قرار دارد و با آن زمین را شُخم می‌زنند، که در کوخرد و منطقه به لهجه محلی آن را " بَشکار " می‌گویند.

منبع

  • محمدیان، کوخردی، محمد ، “ «به یاد کوخرد» “، ج2. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۳ میلادی.
  • شعر از كتاب:(کوخرد سرزمین شاعران) .
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 11:36  توسط محمد محمديان | 
بنه دگه  نام محلی است در « بون کوه زیر » کوه جنوب کوخرد، و ازتوابع بخش کوخرد شهرستان بستک و در غرب استان هرمزگان در جنوب ایران.

بنه دکه.jpg

وجه تسمیت

به خاطر وجود درخت بزرگ «برکُو» بنه در آن مکان که به گویش کوخردی آن «بنهِ» می‌نامند، آن منطقه بنه دگه نامیده شده‌است. و «دگه» به گویش کوخردی نیز یعنی (جاهی که مردم درآن استراحت می‌کنند از عنای سفر) یعنی «دگه گاه» یعنی جای گرد آمدن. در زمان قدیم وحتی امروز مردم وقتی که به صید وشکار می‌رفتند در روزهای گرم تابستان به خاطر هوای خوب وخنک زیر «بنه دگه» آن درخت کهنسال  «دگه» می‌گرفتند یعنی استقرار می‌یافتند ومنزل گاه خود قرار می‌دادند. وهمچنین در شبهای گرم تابستان نیز درکنار آن درخت می‌خوابیدند. جای بسیار مشهوری است پیش مردم کوخرد مخصوصاً شکارچیان وکوه نوردان.

در حدود ۲۰ من زمین زیر کشت دیم دارد که درزمان قدیم در آن جو و گندم می‌کاشته‌اند.

محدوده منطقه بنه دگه

«بنه دگه» در سَرگرد نرگ گری پان و در انتهای خورنساء ازسمت جنوب قرار دارد، وجنوب شرقی دسک واقع می‌باشد. و در سمت شمال بنه دگه راه چُک شِرُه قرار دارد، این راه بین نرگ گری پان ونرگ گل مودونی واقع شده‌است. و ازسمت مشرق آن تال مد اودلی واقع شده‌است، ودر مغرب آن به مسافت تقریبی ۶ کیلومتر پشتخه شاه حسینی می‌باشد. از قبله بنه دگه ۲ خمره که از زمانهای بسیار دور در خاک کرده‌اند وجود دارد، واز جنوب بنه دگه یک عدد خمره در زمین است که به «خمه دزو» معروف است همچنین از سمت مشرق بنه دگه نیز ۲ خمره وجود دارد، این خمرها در دوران قدیم شکارچیان وکوه نوردان در زمین کرده‌اند برای ذخیره کردن آب باران که بعدا در ایام کم بود آب از این خمرها استفاده می‌نمودند. بنه دگه جاهی تاریخی در منطقه کوخرد است که بیشتر کوه نوردان با این نام آشنائی دارند.

  • لازم به ذکر است که در محیط کوخرد جاهای تاریخی گوناگونی وجود دارد که در دوران گذشته کاروان‌ها وکاروانسالان‌ها در آن اطراق می‌نموده أند، من جمله این جاها : «کنار برد قافله» ، «دنـَکُو» ، « خور نساء» ، « شمه سارا» ووو

منابع

  • محمدیان، کوخردی ، محمد ، «شهرستان بستک و بخش کوخرد» ، ج۱. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۵ میلادی.
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 7:47  توسط محمد محمديان | 
حاج شیخ عبدالرحمان بزرگ  از دین‌شناسان مورد اعتقاد مردم بود، تعلیمات دینی و طریقت را از برادر بزرگ خود شیخ عبدالقادر آموخته و در مدرسه شیخ مدرس بوده، مدتی در مکه مکرمه ادامه تحصیل کرده ودر آنجا از علماء برجسته و تراز اول شناخته شده، بعداً در کوخرد مدرسه‌ای بنا نموده و به کودکان علوم شرعی درس می‌داده‌است.

آرامکاه شیخ عبدالرحمن بزرگ

وی از حاصل کشاورزی از قنواتی که خودش احداث نموده بود گذران زندگی می‌کرد و چندی پس از درگذشت شیخ عبدالقادر مردم را راهنمایی دینی می‌نمود، وی در سال ۱۱۴۹ هجری قمری در کوخرد فوت کرده‌است. آرامگاه شیخ عبدالرحمان بزرگ و آرامگاه حاج ملا اسماعیل و آرامگاه حاج ملا عبدالواحد در یک محوطه قرار دارد. آرامگاه این عالم جلیل در دهستان کوخرد در بخش کوخرد شهرستان بستک در غرب استان هرمزگان واقع شده‌است و یکی از آثارهای تاریخی و از نقاط دیدنی استان هرمزگان در جنوب ایران است. آرامگاه أبدی وی در محوطهٔ دوگنبدان کوخرد قرار دارد.

منابع

  • محمدیان، کوخری، محمد ، “ «به یاد کوخرد» “، ج۲. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۳ میلادی.
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت 16:8  توسط محمد محمديان | 
شهرستان بَستَک  یکی از شهرستان‌های استان هرمزگان در جنوب ایران است. شهرستان بستک شامل سه بخش کوخرد، جناح و مرکزی است. شهر بستک مرکز این شهرستان است.

محل شهرستان بستک در نقشهٔ شهرستان‌های ایران.


  • جمعیت شهرستان بستک طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵ ، برابر با 67805 نفر بوده‌است [۱].


  • جمعیت شهرستان بستک طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵ ، برابر با 67805 نفر بوده‌است [۱].

پیوند به بیرون

جستارهای وابسته

مرکز شهرستان شهر بستک
بخش‌ها بخش کوخرد | بخش جناح | بخش مرکزی
دهستان‌های بخش کوخرد کوخرد | هرنگ
دهستان‌های بخش جناح فرامرزان | جناح | کمشک
دهستان‌های بخش مرکزی گوده | فتویه | ده‌تل | ایلود

روستاها
بخش کوخرد

آسو | بار | بار ترک | بدمستان | بربار | پر احمد | پر درو | تخت گرو | تشتو | تلخ اطهر | چارون | چاله | صالح‌آباد | عالی جان | مِهران| کوخرد | کوران | کنارزرد | کوردان | گریند | لاور شیخ | لاوردین | مزاجان | یرد

بخش جناح

آب معدنی کمشک | پای تاوه | تنگو | جناح | چاله عالی احمدان | خلوص | خمر | داربست | دهنو خواجه | دهنو قلندران | صحرای خلوص | عالی احمدان | فاریاب | فرامرزان | قلعه حسن | کمشک | کنار سیاه | کهتویه | گچویه | گرگو | گزه | لاور میستان | لاورفقیه | میستان | هنگویه

بخش مرکزی

ازدی | انوه | ایلود | باغ نو | بامستان | برکه لاری | بست قلات | بسه | پیسه | تدرویه | تسان | تنگ تهر | تنَگ دالان | چاه بنارد | چاه دزدان | چاه سرمه | چاه قیل | خشوه | خلیل | دهتل | دهُنگ | زنگارد | سید احمدی | شیخ حضور | عالی قندی | فاریاب سنگویه | فتویه | کنچی | کوهیج | گُتاو | گلویه | گود گز | لاور زیر | لرد بستو | مردنو | مروا | مورد | ناخهری

جغرافیای منطقه
کوه‌ها | عوارض جغرافیایی کوهستانی | دره‌ها | منابع آبی | پشته‌ها | صخره‌ها | صحراها و کشتزارها | سدها | جانوران
اماکن طبیعی و تاریخی
آب معدنی کمشک | آب‌انبارها | آرامگاه علمای کوخرد | آرامگاه سید مظفر سید منصور | اشکفت تنب مش | بیمارستان رازی کوخرد | پاراو کوخرد| بون خیر | حمام سیبه | سیبه | شهرسیبه | قلعه آماج | گردنه شورد | خادون | بيخه|گردنه گوچی |خانه‌های قدیمی کوخرد|قلعه توصیله | ترنه | مسجد چالهٔ کوخرد | قلعه قلات |قلعه حسن | مسجد لُوز |قلعه سیبه| مسجدكُوِردان | قلعه دیده بان | قلعه ایلود | مسجد جامع قبله| کاروانسرای کوخرد | کاروانسرای بستک|حمام خانی بستک| كاروانسراى كوردان |بازاربستک|مسجد جامع | مسجدبربار | مسجدلاور | مسجد جامع بستک| قلعه کوهیج | قلعه جناح | قلعه فتويه |موزه مردم شناسی |
فرهنگ بومی
اکال | خیر |ترنه | جی (وسیله کشاورزی) | ساروج | سجم | شاعران معاصر بستک | عسل در منطقه کوخرد هرمزگان | کپر | گویش کوخردی | گویش لارستانی | چاه چرخ گاوی | چهارطاقی | موه | مهوه | پاگه | یرد
بزرگان منطقه
حاجی جعفر پالاش| حاجی جعفر گپ| حاجی ملا محمد شریف شاکر | سید کامل پیر | | شمد لاوری | شیخ حسن بستکی | شیخ حسن مدنی | سید محمد سید منصور | راشد دوم مدنی | معروف | جلودار مهران |شیخ عبدالرحمن بزرگ | شیخ محمد بستکی | شیخ محمد بن شیخ راشد مدنی | شیخ محمد نور مدنی | عبدالرزاق مشایخی آگاه | محمدعمر سیف‌الله قتالی | شیخ عبدالسلام خنجی | محمداعظم خان | هادى خان بستكى | مصطفی خان | شیخ مصطفی مدنی | شیخ احمد مدنی | محیا | حسن دوم مدنی| احمد راشد مدنی |محمد رضا خان | حسن فرامرزی| ملا محمد نامی | سرتيب شيخ عبدالنور | عبدالله مدنی | محمد سعيد بستكى | احمد خان بزرگ | غيرت بستكى | قاضی کوخرد | عبدالرحمان فرامرزی|احمد نور مدنی | محمد آخوند |عبدالقادر بستكى | محمد رفيع خان | محمد تقی خان | حاج ملا اسماعیل | ملای ارباب | احمد حبیبی| احمد فرامرزی| حاج محمد صالح مباشر | ملا محمدعلی کوخردی

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 13:22  توسط محمد محمديان | 
تِــرِنُه به سازه‌های دایره مانندی در میان رودخانه مهران واقع در بخش کوخرد شهرستان بستک در غرب استان هرمزگان در جنوب ایران گفته می‌شود که يكى از نقاط دیدنی استان هرمزگان است. ساخت چنین سازه‌هایی کهن در میان آب رودخانه بسیار شگفت‌انگیز است. این سازه که در راه باغ زردی در جنوب دهستان کوخرد واقع شده و یکی از آثار باستانی بخش کوخرد است ، اين بنا در دى ماه 1382 خورشيدى به ثبت آثار ملى ايران رسيده است.

تِرِنُه آثار دوران ساسانی در كوخرد

کاربرد

این ساختمانها آب شیرین را از یک سوی رودخانه شور به سوی دیگر می‌بردند و بخش‌های این سازه از پائین و زیر آب به هم وصل بودند. در زمان بسیار دور سیبه یا کوخرد دارای دو رشته قنات بوده، این قنات‌ها از زیر کوه ناخ و دقیقاً از پشت دهستان هرنگ سرچشمه می‌گرفته و نخلها و زمینهای کشاورزی جنوب و جنوب شرقی دهستان کوخرد را آبیاری می‌نموده‌است، آب یک رشته از این قناتها به‌وسیله «ترِنه» به آن سوی رودخانه مهران برده می‌شده و به زمینهای کشاورزی در منطقه بک احمد و بشکرو و پشتخه مدی آباد می‌رسیده. گفته می‌شود در این مناطق باغ‌های مرکبات و نخلستان‌های گسترده‌ای وجود داشته‌است. آثار این رشته قنات‌ها هنوز در پشتخه (پُشته) مدی آباد وجود دارد، اما امروزه این قنات‌ها کاملاً از کار افتاده و تنها آثارش باقی مانده‌است. اما از باغ‌ها دیگر هیچ اثری وجود ندارد.

این قنات‌ها کاملاً از کار افتاده و تنها آثارش باقی مانده‌است. اما از باغ‌ها دیگر هیچ اثری وجود ندارد.

تـــرنــه

پیشینه

این قنات‌ها و همچنین ترنه در زمان زرتشتیان که پیش از اسلام در سیبه (نام قدیم کوخرد) زندگی می‌کردند ساخته شده‌است. شماری از این قناتها تا پنجاه سال پیش هم دائر بوده‌است. هنوز با وجود اینکه «تِرِنُه» سالهای سال در میان رودخانه مهران قرار دارد و رودخانه نیز در پایان هر بارندگی آبی سیل‌آسا با خود می‌آورد و آب از لای آن عبور می‌کند، همانندی کوهی در وسط این رودخانه جلوه‌نمایی می‌کند. ترنه در درون آب شور و با ساروج و گل و لای وسنگ ساخته شده‌است و با مرور و گذشت هزارها سال بخشی از آن هنوز بدون هیج تغییر شکلی پا برجاست.

منبع

  • محمدیان، کوخری، محمد ، “ «به یاد کوخرد» “، ج1. ج2. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۲ میلادی.

جستارهای وابسته

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم دی 1388ساعت 6:12  توسط محمد محمديان | 
شمه سارا نام محل وراه مالرو در «بون کوه زیر» کوه جنوب کوخرد، و ازتوابع بخش کوخرد شهرستان بستک و در غرب استان هرمزگان در جنوب ایران. «شمه سارا» از جنوب رخ بندو واقع شده‌است.

شمه سارا

راه قافله رو

در زمان قدیم که به‌وسیله شتر بارکشی می‌کردند از این راه بار وکالاهای تجارتی از «بون کوه چهار برکه» به کوخرد می‌آوردند که بعد هم از کوخرد به مناطق دیگر منتقل می‌کردند. این کالاها به‌وسیله قافله‌های بزرگی از قاطر والاغ و اسب که در کوخرد مستقر بودند حمل ونقل می‌شد، چون کوخرد در مسیر کاروان‌های بازرگانی قرار داشته است، کاروانهای متعددی همیشه در کوخرد حضور داشتند و در کاروانسرای بزرگ و تاریخی کوخرد اقامت دائمی داشتند وکاروانسالان بعد از ورود این کالاها از «راه شمه سارا» به کوخرد به وسیله قافله‌های بزرگی به مناطق دیگر حمل ونقل می‌کردند،کاروانها به صورت دست جمعی از کوخرد حرکت نموده به لار، خنج، جهرم، شیراز و از سوی دیگر نیز به بندر عباس و حتی به یزد نیز رسیده بودند.

کوخرد در کتاب تاريخ کامبریدج

داستان این کاروانها و کاروانسالان آن دوران وچریکهایی که به سرپرستی «جلودار مهران» همراه این قافله‌ها بودند و از نا امنی راه از قافله‌ها حمایت و حفاظت می‌کردند مشهور است در منطقه، ویکی از حکایات تاریخی مردان دلیر وشجاع دوران قدیم و تاریخ برجسته کوخرد ودوران پر افتخار مردم زحمتکش کوخرد سیبه که سینه به سینه نقل شده‌است به یادگار مانده‌است. این تاریخ باشکوه در یکی از قدیمی ترین کتاب‌های تاریخ جهان ثبت شده‌است، در کتاب «کمبریج» که یکی از کتابهای تاریخ قدیم است و به زبان انگلیسی نوشته شده‌است از کوخرد وکاروانهای بازرگانی آن دوران نام برده‌است دقیقاً در این کتاب قدیم وتاریخی چنین نوشته شده‌است «یک راه دیگر هم به شمال می‌رفت یعنی از بندر کنگ شروع می‌شد و از راه کوخرد وبستک ونمیری به جاده اصلی لار می‌پیوست».

کاروان‌های بازرگانی در کوخرد

همچنین در آن دوران قافله‌ها از کوخرد بارگیری می‌کردند و به سوی مناطق لار، خنج، شیراز، کرمان و یزد سفر می‌کردند. داستان جلودار مهران وچریکهای ایشان که در آن دوران از قافله‌های بازرگانی حمایت می‌کردند معروف است. راه شمه سارا از بون کوه چهار برکه شروع می‌شود وبعد از مرور از «رخ بندو» وگذشت از پر کل احمد و تال کَل احمد و از پشت پل تیر (کوه خآب) وعبور از راه «اُسُّن» و باغ زرد و رودخانه مهران به کوخرد می‌رسد. قافله‌ها از بنادر چارک و مغویه کالا حمل نموده و از این راه عبور می‌کردند، در مسیر راه شمه ساره چند بته نخل خرما و یک باب آب انبار «برکه» قدیمی وجود دارد.

.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 16:41  توسط محمد محمديان | 
تنگیرد نام جایی است در جنوب ایران واقع در منطقه کوخرد در غرب استان هرمزگان. تنگیرد در مشرق گریوه (گری) زامردان در کوه ناخ و در شمال دهستان کوخرد واقع است.

کوه ناخ

تنگیرد مکان هراس‌انگیز و خطرناکی است، دارای مارمولک‌های بسیار بزرگ شاخدار و سفیدرنگ است.

ازطرف مشرق گری زامردان  (در کوه ناخ )  تخته سنگی نمایان است که طول آن در حدود ۳۰۰ متر است وبنام «تَختَه تَنگیرد» معروف است، ازسمت مشرق این تخته روی به طرف شمال چُک بلندی است بنام «چُک فلکنازی» و همچنین در پائین این چُک أودون بزرگی وجود دارد بنام «آودون فلکنازی» (آبدان فلکنازی).

در جنوب این تخته سنگ یک تنگه عمیقی وتاریکی وجود دارد بنام «تنگیرد» ، ورود بداخل تنگیرد بسیار دشوار وخطرناک است. اگر کسی بخواهد وارد تنگیرد بشود باید در اختیار وقت دقت کند، چون صبح وعصر بهیچ وجه نمی‌شود وارد تنگیرد شد، فقط تنها وقتی که برای ورود به تنگیرد مناسب است ساعت ۱۲ ظهر است که آفتاب دروسط آسمان است، البته در روزهای آفتابی، به غیر از این وقت مطلقا نمی‌شود وارد به تنگیرد شد، چون خیلی تاریک وخطرناک است. داخل تنگیرد آب فراوانی وچشمه‌های شیرین وجود دارد و درخت زار است ودرختهایی مانند انجیر ، بنه ، بادام و کِتُه کِرت و كُوهِنگ و نادر وجود دارد، و مارهای خطرناک و مارمولکها در آن وجود دارند. از قدیمی‌ها روایت است که رنگ این مارمولک‌ها سفید است و به اندازه گوسفندی بزرگی دارند.

بازديد از اين مكان شگفت‌انگیز  از نزديک تماشايى است.

 

البته: توصيه مى شود افرادى كه  مى خواهند  از (تنگيرد) باز ديد كنند، با تجهیرات و وسایل ایمنی مجهز باشند.

منبع

*محمدیان، کوخردى، محمد، “ (به یاد کوخرد) “، ج۱. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۳ میلادی.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 7:42  توسط محمد محمديان | 
گود میان دِه  به گویش محلی ( گَودِه مِیُنگُ دِه ) مکان گسترده أی است، و در پایهٔ رشتهٔ کوه ناخ واقع شده‌است. این منطقه در بخش کوخرد شهرستان بستک در غرب استان هرمزگان در جنوب ایران واقع است ، و یکی از نقاط دیدنی استان هرمزگان به شمار می‌آید. «گَود» به جایی اطلاق می‌شود که آن را عمیق کنده باشد.

رشته كوه ناخ

محدودهٔ گَودِ میان دِه

از شمال: رشتهٔ کوه ناخ ، از جنوب جاده ارتباطی شهرستان بستک به شهرستان بندر لنگه ، و مجموعهٔ دوگنبدان کوخرد، از طرف مغرب «کشتارگاه صنعتی مرغ طلایی کوخرد» ، واز سمت مشرق به دهکدهٔ (دهنو کوخرد) منتهی می‌شود.

وجه تسمیت

«گود» بمعنای عمیق (ژرف) ، و «میان دِه» یعنی میان (دُو دِه) واقع شده‌است. و چون این «گود» میان دُو دِه: کوخرد و دهِ هرنگ واقع شده‌است آن را گَودِ میان دِه نامیده شده‌است.

‏گود میان ده


اهمیت تاریخی این مکان

در أیام حکمرانی خان بزرگ بستک محمد تقی خان ، حادثهٔ قتل کدخدای کوخرد رخ می‌دهد، واز آنجائیکه دهستان کوخرد از قلمرو حکمرانی محمد تقی خان به شمار می‌آمد، خان بستک تصمیم می‌گیرد که خود شخصاً واز نزدیک پی گیری این ماجرا شود، لذا فرمان می‌دهد که خیمه و خورگاه در منطقهٔ «گَودِ مِیان دِه» که جایی سرسبز وبسیار عالی ودل أنگیر بود برپا کنند. بعد اتمام تمام وسایل آرامش ومأکل ومشرب وبرگذاری خیمه‌های خانی وهمچنین تهیه واتمام وسائل واجراءات أمنیتی ، به خان بستک گذارش داده می‌شود که مکان برای استقبال (خان برگ) مهیا است. أما قبل از اینکه خان از بستک به سوی محل خیمه وخورگاه حرکت کند، خان بیمار می‌شود، وبعلت دوری راه وسرمای زیاد ، أطباء از رفتن خان به آن مکان جلوگیری می‌کنند. آن زمان مسافرت و حمل ونقل توسط چهارپایان، اسب ، و قاطر ، و الاغ بود ، واز بستک تا کوخرد در حدود نیم روز راه بود، واز آنجائیکه موسم زمستان وسرمای زیاد بود، به خان اجازه مسافرت در این سرمای جانسوز داده نشد از جانب طبیب خاص خان. أما امروزه از بستک تا کوخرد با ماشین بیش از ۲۰ دقیقه نیست، وجاده هم آسفالت است. بعد از کشته شدن کدخدای کوخرد محمد علیشاه تهمت قتل عمد به محمود عبدالعزیز کدخدای پیشین می‌زنند، و ایشان به جرم کشتن «محمد علی شاه» باز داشت می‌کنند. کدخدا «محمد علیشاه» در بین سالهای (۱۳۳۰ ــ ۱۳۳۱) هـ . ق . در روستای کوردان از توابع بخش کوخرد در روزی بعد از نماز مغرب بواسطهٔ گلوه‌ای مجهول به قتل می‌رسد، بعد از کشته شدن «کدخدا محمد علیشاه» محمود عبدالعزیز (کدخدای سابق) بازداشت می‌کنند، در ابتداء أمر مدت هفت روز کدخدای پیشین «محمود عبدالعزیز» در جایی به نام (اداره) در جنوب غربی کوخرد زندانی می‌کنند، سپس وی را با غل و زنجیر به بستک به نزد محمد تقی خان می‌برند. در آنجا خان بستک حکم اعدام وی را صادر می‌کند، و دو روز بعد چریک‌های خان محمود عبدالعزیز کدخدای پیشین کوخرد را تیرباران می‌کنند.

منابع

  • محمدیان، کوخردی ، محمد ، (شهرستان بستک و بخش کوخرد) ، ج۱. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۵ میلادی.
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1388ساعت 8:39  توسط محمد محمديان | 
گرنه گوچی  در راه گوچی در ارتفاعات کوه زیر در بخش کوخرد شهرستان بستک و در غرب استان هرمزگان در جنوب ایران واقع شده‌است.

راه «گوچى» راه ارتباطى شهرستان بستک به شهرستان بندر لنگه

راه مشهور «گوچی» و گردنه گوچی و پیچهای خطرناک آن در مسیر جاده ارتباطی شهرستان بستک به شهرستان بندر لنگه قرار دارد. این راه از «بون کوه چهار برکه» شروع می‌شود و رو به سمت جنوب می‌رود و به بخش مرکزی شهرستان بندر لنگه منتهی می‌شود.

نقاطی که در مسیر این راه قرار دارد

نقاطی معروف که در مسیر این راه قرار دارد عبارت‌اند از: «گردنه گوچی»، «برکه زیر گوچی»، «پر رنده»، «دُکَل بَردِ مَد کاملی» (حشم‌نشین)، «دین، قهوه خانه دین، لاورِ دین»، «دره کوره‌ای» در این دره چند کوره گچی وجود دارد، «درواه دُمُو»، «خوئق»، «پشتخه چتالی» یعنی پشتخه سمری، «پاتنگستان»، «چُک لِسُه»، «تنگو» برکه و کاروانسرای تنگو، «پَرِ بارام»، «دو رودخانه» جایی است که آب دو رودخانه به هم می‌پیوندد، «پشتخه شب خاب» ۲ باب آب انبار دارد، راه قافله (مالرو) قدیمی است، «درواه شنی»، «پشتخه کودان» یک باب آب انبار دارد، «مرزان»، «برکه مرزان»، «گردنه کرزائی»، «گردنه شرفائی»، «دُول گِردُه»، «شربتو» (احشم نشین)، «گُلِنگُو» (احشم نشین)، «روستای سورو»، سمر دان، روستای «چاه مسلم».

  • اما از «بون کوه چهار برکه» رو به طرف شمال از این قرار است: «دو راهی کوران»، «بلدنگ»،

«برکه و کاروانسرای بلدنگ»، «گردنه شیخ عبدالعزیز» که به گویش محلی «شبدیز» یا «شیخ دِس» می‌نامند، «گردنه شیخ عبدالرحمن» که باصطلاح اهالی منطقه «شبدرحمان» گفته می‌شود، «نمکی مهران» معدن نمک بخش کوخرد، «سیاه تک مهران»، «پل رودخانه مهران»، « پاسگاه ژاندارمری مِهران».

از سوی شمال از این راه به شهرستان بستک و پس از عبور از گردنه شورد به سمت لارستان ادامه پیدا می‌کند.


منبع

  • محمدیان، کوخردی، محمد ، “ «به یاد کوخرد» “، ج۲. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۳ میلادی
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 18:49  توسط محمد محمديان | 
حمام سیبه نام گرمابه‌ای تاریخی در روستای کوخرد   (مركز بخش کوخرد)   از توابع بستک واقع در بخش کوخرد شهرستان بستک در غرب استان هرمزگان ، از آثارهاى تاريخى و از نقاط دیدنی استان هرمزگان در جنوب ایران است.

Hamam Seebah Kookherd.JPG

پیشینه

پیشینه این گرمابه به پیش از اسلام برمی‌گردد و بدست مردم بومی زرتشتی (گبرها)ساخته شده‌است. اين بناى تاريخى به دوره ساسانیان بر مى گردد.

شهرسیبه

بنا به نظر عامیانه مردمان شهر قدیمی و بزرگ سیبه در پی سیلی که از آبراه‌های کوه‌های شمال سیبه یعنی درواه شمو به راه افتاده بود ناچار به ترک سیبه شدند و بازماندگان آنان دهستان کوخرد را بنیاد نهادند. گرمابه سیبه نیز از آثار همان مردمان است.

 

محمديان به روى آثار حمام سيبه ــ بخش كوخرد (31/12/1992 ميلادى)

 

آثار باستانی

حمام سیبه به صورت برکه‌ای سربسته با شیارهایی در اطراف آن در زیر زمین مدفون بوده که با آمدن باران بخشی از این سازه قدیمی و تاریخی و یکی از آثارهای مهم باستانی کوخرد از زیر خاک نمایان می‌شود. دور تا دور حمام سیبه عمق دایره مانندی دارد که باران آن را مشخص کرده‌است. در عمق زمین به اندازه ۳ متر ساختمان و سقف حمام بوده‌است که اگر دور تا دور این ساختمان برداشته شود گرمابه به صورت کامل پیدا می‌شود و نما و جلوه‌ای از آثار قدیم را به معرض تماشا می‌گذارد. حمام سیبه برای کوخرد و شهرستان بستک و منطقه حائز اهمیتی بسیار است، این حمام به گفته کارشناسان مربوط به دوره پیش از اسلام است. درباره بازسازی این گرمابه صحبتهایی مطرح شده‌است.

آثار حمام ساسانی سيبه عكس از آقاى علی پارسا

منابع

  • محمدیان، کوخردی، محمد ، “ «به یاد کوخرد» “، ج۲ چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۳ میلادی.
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم دی 1388ساعت 7:11  توسط محمد محمديان | 
قلعه سیبه  دژی تاریخی است واقع در دهستان کوخرد در بخش کوخرد شهرستان بستک در غرب استان هرمزگان و یکی از نقاط دیدنی استان هرمزگان در جنوب ایران است.

دژ تاریخی سیبه در بخش کوخرد بستک هرمزگان در جنوب ایران

مقر حاکم قلمرو سیبه

قلعه سیبه مقر حاکم قلمرو سیبه در زمان زرتشتیان (گورها) بوده که بر این منطقه حاکم بودند و بنا به گفته ریش‌سفیدان وبزرگسالان محل، نام قدیم منطقه سیبه بوده‌است وحاکمان این محل مناطق بسیاری زیر نظر داشته‌اند. وهمانطور که از گفتار کهنسالان روایت است قلعه سیبه مقر حاکم سیبه بوده، قلعه سیبه، قلعه‌ای بسیار بزرگ بوده و دور تا دور قلعه حصار بند بوده و بواسطه یک خندق بسیار بزرگ از دژ و ساکنین قلعه حفاظت می‌شده، این خندق از ورود افراد بیگانه به درون دژ جلوگیری می‌کرده و هرکس که می‌خواسته وارد قلعه شود می‌بایست از روی پلی که رو بروی دروازه اصلی قلعه و روی خندق ایجاد شده بود عبور کند که به‌وسیله نگهبانان کنترل می‌شد که پس از بررسی و بازجویی اجازه ورود به داخل قلعه می‌دادند.

جایگاه دژ

اما جایگاه قلعه از طرف جنوب چاه عالی و حمام سیبه رو به‌طرف قبله بوده وضلع برج شرقی قلعه در جایی که حالا درواه شمو جاری است قرار داشته در بغل حمام سیبه، بازمانده‌های دژ هنوز در غرب و جنوب چاه عالی بجا مانده‌است و آثارش به چشم می‌خورد، همچنین بقایای حمام سیبه وزیر زمینها وبرج بارو اطراف آن که هنوز به شکل واضح دیده می‌شود، معبد سیبه از طرف مشرق قلعه قرار داشته‌است، از طرف جنوب معبد یک درخت تنومندی بوده بنام گز سیبه، همچنین دو قلعه دیگر نیز وجود داشته، یکی در کوه شمال به نام قلعه توصیله و دیگر در جنوب قلعه سیبه بنام قلعه آماج. عموماً بطور کلی قلعه سیبه در مسافت ۱۰۰۰ متری مغرب دهستان فعلی کوخرد واقع است و در بخش کوخرد قرار دارد.

منابع

  • محمدیان، كوخردى ، محمد ، « شهرستان بستک و بخش کوخرد » ، ج۲ چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۵میلادی.
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم دی 1388ساعت 7:6  توسط محمد محمديان | 

مسجد جامع قبله

مسجد جامع قبله  نام مسجدی است واقع در دهستان کوخرد در بخش کوخرد شهرستان بستک استان هرمزگان ایران. این مسجد در سال ۱۳۱۰ هجری قمری ساخته شده‌است.

Jameh Tarikhi -k.jpg


ساخت مسجد

هزینه مسجد قبله در آن زمان مبلغ یک هزار تومان بوده‌است، در ساخت این مسجد تمام کوخردی‌ها از زن و مرد شرکت داشتند، هر کس به قدر استطاعتش. آنهایی که توانایی پرداخت پول نداشتند، مصالح و لوازمی مانند سنگ، چوب، آب و گل می‌آوردند. زن‌ها هم در این کار عظیم بی بهره نبودند، آنان در شبها که مردها در سر کار نبودند، می‌رفتند و از درواه شمو (نام رودخانه‌ای فصلی در شمال غربى کوخرد) سنگ می‌آوردند، این زنان سنگ را بر روی سرشان می‌گذاشتند و برای ساخت مسجد می‌آوردند و صبح که مردها بر سر کار می‌آمدند از آن سنگ‌ها استفاده می‌کردند.

 

معمار

استاد بنایی که این مسجد را ساخت معمار حاجی ملا محمد شریف کاظم نام داشت و اولین امام و پیشنماز مسجد هم حاجی ملا مصطفی کوخردی نام داشت. یکی از علماء برجسته کوخرد به نام ملا محمد علی کوخردی که شخص معروفی بوده‌است، به همین مسجد وابستگی داشت.

مسجد جامع قبله (مسجد تاريخى كوخرد)

 

خرابی مسجد تاریخی

متأسفانه این مسجد تاریخی و اثر کهن پس از گذشت ۱۰۲ سال از تاریخ آن، در سال ۱۴۱۲ هجری قمری تخریب شد و در محل آن مسجد جامع کنونی کوخرد ساخته شد. 

منبع

  • محمدیان، کوخردی، محمد ، “ «به یاد کوخرد» “، ج۲ چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۲میلادی.
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم دی 1388ساعت 6:57  توسط محمد محمديان | 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم دی 1388ساعت 18:29  توسط محمد محمديان | 
جلودار مهران  از بزرگان منطقه کوخرد! می‌گویند جلودار مهران که رودخانه و محل به نام او به یادگار مانده‌است، درمحل پاسگاه ژاندارمری مِهران کنونی از توابع بخش کوخرد شهرستان بستک استقرار داشته‌است و به تدریج کاروانها (قافله‌ها) اطرافش جمع می‌شدند.

قافله جلودار مهران

سردار چریکها

جلودار مهران سردار چریکها بود که از کاروانها (قافله‌ها) در برابر دزدان حمایت می‌کرد، چون قدیمیها می‌گویند که تهیه مایحتاج زندگی به وسیله قافلهٔ ألاغ و قاطر و شتر بوده و برای اینکه از ناامنی بین‌راه مصون باشند قافلهٔ بزرگی به صورت دسته جمعی حرکت می‌کردند، و با گروه زیادی از افراد مسلح از طریق بندر عباس به یزد مسافرت می‌نمودند تابستان حرکت می‌کردند و زمستان برمی‌گشتند. خشکبار وانواع پارچه‌ها و پرده‌های یزدی می‌آوردند و از اینجا هم خرما، بادام کوهی و مواد غذائی و عبای گوده‌ای همراه می‌بردند.

صدای «جلودار مهران» پیر و جهاندیده‌است که پس ازطی کتل و گردنه‌های (گوچی) هوا را می‌شکافد و بر دل کاروانیان خسته می‌نشیند.. داریم به کوخرد  نزدیک می‌شویم ، دیگر چیزی نمانده‌است.

چند اسب و تفنگچی در جلو و عقب ، و کاروان شتر در میانه، به امید رسیدن به کاروانسرای پررونق و آباد کوخرد با لبخند به استقبال استراحت می‌روند. باشد که دمی بیاسایند و غبار ره از رخ گیرند و در تلاقی با کاروانهای دیگر کالا دهند و کالا بستانند و در شهر پررونق که کودکان سر از پانشناخته با جلیقه‌های زربفتشان به استقبالشان می‌آیند، خرید و فروشی بنمایند و ره خویش در پیش گرفته از خم کتل گذشته به بستک برسند و پس از آن ره به سوی لار و... در وادیهای دیگر و سرانجام گام درپی نان.

ولی برای آنان اینجا (کوخرد) (سیبه) جا ی دیگری است و کاروانسرای آن دیگرگونه ...صدای جرس که از دور به گوش می‌رسد شهر رنگ و روی دیگر می‌گیرد.شادی و نشاط در می‌گشاید و خوان نعمت گسترده می‌گردد.

مطمئنا سعدی شیراز از این راه به سوی کیش تاخته و حافظ نیز از همین راه تنها سفر خویش به سوی ساحل خلیج فارس را به انجام رسانده‌است. همانگونه که ابن بطوطه دراین مسیر کوخرد مصفا را دیده وبا دل در آن آرمیده که در کتاب خویش از آن یاد نموده‌است.

زمان در گذر است و ساربانش درگوش جرس برمی دارد ((که بربندید محملها))... و ماییم نشسته برشتران کند پای خیالی که دیریست نسیم خوش آهنگ کودکان گریزپای به استقبالش نیامده ... ماییم و کاروانسرای ویران شدهٔ از یاد رفته‌ای که بربام نگاهش دیگر کبوتر هم لانه نمی‌کند.

خیلی وقتها دراندیشه خویش به این پرسش می‌رسم که آیا ما همراه با کاروان تمدن به پیش تاخته‌ایم یا در زیر گرد و غبار به جامانده از آن کاروانیانی که روزگاری کوخرد ما محل شان بوده مانده‌ایم یا خدای ناکرده خود را در سایه کوه ناخ به فراموشی زده ایم؟

در پایان به نام (کوخرد) می‌بالیم ، وبه یاد نام (سیبه) افتخار می‌کنیم..

خوجسته باد «کوخرد» باستان نوروز           که یادی ز «سیبه» به یادگار آمد


همیشه کوخرد پایدار و «سیبه ماندگار» باشید.

منبع

*محمدیان، کوخردى، محمد، “ (به یاد کوخرد) “، ج۱. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۳ میلادی.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 6:58  توسط محمد محمديان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
در اين وبلاگ سعی بر اين است تا اطلاعاتی در مورد بخش كوخرد و مناطق اطراف شهرستان بستک و استان هرمزگان به بازديد كنندگان عزيز ارائه شود.

استفاده از مطالب و عکس این وبلاگ، بدون ذکر نام وبلاگ و نویسنده ممنوع می باشد.

تصویر لوگو: قلعه سیبه ـ کوخرد
أثرى أز:محمد باركار كوخردى

نوشته های پیشین
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
آرشيو
آرشیو موضوعی
بخش كوخرد و توابع
شهرستان بستك
استان هرمزگان
متفرقه
پیوندها
دهستان کوخرد
بخش کوخرد
وب‌گاه کوخرد
دیار من کوخرد
وب اخبار کوخرد
کوخرد هرمزگان
فوتبال كوخرد
وبگاه علی پارسا
مانی پارسا
بخش کوخرد
وب اخبار بخش کوخرد
كوخرد در ویکی‌پدیای انگليسى
بستک در ویکی‌پدیای انگليسى
كوخرد در ویکی‌پدیای فارسى
كوخرد در ویکی‌پدیای عربى
کویر ربع‌الخالی
شهرستان بستک در ویکی‌پدیا
شهر جناح در ویکی‌پدیا
کانون وبلاگ نویسان برتراستان هرمزگان
گردنه گوچی در ویکی‌پدیا
شهر سیبه در ویکی‌پدیا
شهر باستانی سیبه
درهايى به سوى خير
ماه لی لی
« سد بست گز در ویکی‌پدیا »
« سد بز در ویکی‌پدیا»
« سد جابر در ویکی‌پدیا»
« سد جاوید در ویکی‌پدیا»
« سد شمو در ویکی‌پدیا»
کوه ناخ در ویکی‌پدیا
کوه زیر در ویکی‌پدیا
کوه دسک در ویکی‌پدیا
کوه سفید در ویکی‌پدیا
کوه لاور در ویکی‌پدیا
کوه پر رچرچو در ویکی‌پدیا
کوه خآب در ویکی‌پدیا
کوه توصیله در ویکی‌پدیا
روستای شیخ حضور
رياض الصالحين
گلستان نگارستان ایران
كدبانو جناحى
باران
کوخرد - کُوهِ خِرَد
كوه شب رويدر
كهورستان سبز
تِــرِِِنُــه
اسیر دل
◈◆◇چتری☂ برای ☀خورشید◆◇◈
رنگین کمان
دختران کوخردی
دختر کوخردی
قریال امینا
کوخرد سرزمین شاعران
سلام كوخرد
پــرنــدگان كــوخــرد
کشار
هواشناس رویدری
آفتاب جنوب
اهل كوخرد
کوخردی ها
نظرسنجی کوخرد
سرزمین من کوخرد
حرف هایی برای گفتن
بستک نیوز دات كام
انجمن بانوان کوخرد
كهن سرزمين پارس
كوخرد آنلاين
عکس و منظره کوخرد
دختر کوهیجی
اخبار کـــــــوخِـــــــــــرد و حومه
کـــــــوخِـــــــــــردِ آزاد
شاپرک
جناح نما
حـرف تـو
خبــــــــــــــر 33 كوخرد
به عشق کوخرد ... تا آخرین نفس
بیا تو زنبورستان
دیزباد وطن ماست
دیزباد وطن ماست
میده چه خبر
آشپزباشی جنوب
باشگاه فرهنگی ورزشی نبرد کوخرد
نقشه‌ی كوخرد
تصاوير كوخرد در ويكيميديا كمونز
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM